تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی گروه جهادی عمّار - خداوند در مورد جهاد می فرمایند: (بخش اول)

ابزار رایگان وبلاگ

حدیث موضوعی

لک لبیک حسین (ع)

تسلیت باد بر مهدی صاحب الزمان(عج)

 منم عمّار امام خمینی (ره)

ای علمدار کربلا

کربلا اینقدر زیبایی نداشت بی تو و بی ماجرای دست تو

 منم عمّار امام خامنه ای

كارهای مجاهد كارهای جهادی است

هر كاری بكنید دیگر در حیطه جهاد وارد شده‏اید.شما مجاهد هستید،كوشش كنید این جهاد سازندگی را در خودتان ایجاد كنید

 منم عمّار امام خمینی (ره)

كجایند عمّارها

خودِ حضور یك جوان مؤمن و متدین و متشرع در یك مجموعه ی روستائی، در بین جوانان، در بین مردم، مظهر مجسّم آیه ی قرآن است

 منم عمّار امام خامنه ای

«اذا جـــاء نصرالله والفتح»

تا پای جان برای آبادانی ایران تلاش خواهیم كرد

 منم عمّار منم عمّار

ولی امر(مدظله العالی)دستور دادند

خدمت به مردم را كه از بزرگترین عبادات است،سرلوحه كار خویش قرار دهید

Sonic امام خامنه ای

یا قتیل العبرات

ما با یاد تو در راه خدا قدم می نهیم یا حسین

 منم عمّار منم عمّار

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392
قرآن كریم در 45 آیه به موضوع قتال و در 29 آیه به موضوع جهاد اشاره شده است. قتال به طور مشخص به جنگیدن در جبهه ی نبرد اشاره دارد ولی جهاد دارای معنای وسیع تری است. لذا خداوند در 8 آیه از آیات 29 گانه ی تحت الذكر به جهاد با مال و جان اشاره می فرماید و در آیات دیگر از بیان چگونگی جهاد در آیه مشخص می شود كه شامل هر تلاشی در راه خدا می باشد.

مقدمه:

در قرآن كریم در 45 آیه به موضوع قتال و در 29 آیه به موضوع جهاد اشاره شده است. قتال به طور مشخص به جنگیدن در جبهه ی نبرد اشاره دارد ولی جهاد دارای معنای وسیع تری است. لذا خداوند در 8 آیه از آیات 29 گانه ی تحت الذكر به جهاد با مال و جان اشاره می فرماید و در آیات دیگر از بیان چگونگی جهاد در آیه مشخص می شود كه شامل هر تلاشی در راه خدا می باشد.
در این شماره سعی داریم تا بصورت گذرا به بیان "جهاد در آیات قرآن" بپردازیم.

1وسیله رستگاری
2بهترین تجارت با خدا
3خیرات وخوبی ها ویژه جهاد گران
4 جهادگران، امیدواران به رحمت الهی
5 مومنان واقعی، جهادگرند
6 برتری جهادگران
7 متخلفین از جهاد در عذاب الهی



جهاد در قرآن:
.1 جهاد وسیله رستگاری:مائده /35
. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
«ای كسانی كه ایمان آورده‏اید از خدا پروا كنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد كنید باشد كه رستگار شوید».
خداوند در این ایه راه رستگاری را سه چیز بیان می فرماید: «تقوا، وسیله ای به سوی خدا و جهاد در راه خدا»
یعنی هر سه این لوازم برای رستگاری لازم است كه تقوا عبارت از ترك گناه و انجام واجبات است و وسیله به سوی خدا طبق فرمایش امیرالمومنین علی(ع) اهل بیت می باشند( وابتغوا ألیه الوسیله انا وسیله و أنا و ولدی ذریته المناقب ص 75)

و جهاد نیز كوشش در آن مسیری است كه خداوند به آن دستور داده است.
مراد از جمله:" وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ" مطلق جهاد است، یعنی اعم از جهاد با نفس و جهاد با كفار است، زیرا این جمله متصل به جمله قبل است كه در آن وسیله عبارت بود از مطلق هر چیزی كه بنده را با پروردگارش مرتبط می‏سازد.

" وسیله" در اصل به معنی تقرب جستن و یا چیزی كه باعث تقرب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‏شود می‏باشد.
»وسیله دراین آیه معنی بسیار وسیعی دارد و هر كار و هر چیزی را كه باعث نزدیك شدن به پیشگاه مقدس پروردگار می‏شود .

حضرت علی علیه السلام در" نهج البلاغه" خطبه 110 می‏فرماید: بهترین وسیله‏ای كه می‏توان با آن به خدا نزدیك شد ایمان به خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او و كلمه‏ی اخلاص و اقامه‏ی نماز و پرداخت زكات و روزه گرفتن ماه رمضان و حج و عمره و صله‏ی رحم و انفاق‏های پنهانی و آشكار و كارهای نیك است.
در این آیه، به چند نكته اشاره میكند: تفسیر نور، ج‏3، ص: 79
راه سعادت و رستگاری؛ ایمان «آمَنُوا»، تقوا «اتَّقُوا اللَّهَ»، شفاعت «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ» و جهاد «وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ است.
برای رسیدن به فلاح، هم باید گناهان را ترك كرد، «اتَّقُوا اللَّهَ» هم باید طاعات را انجام داد.
كارهای خیر همه زمینه و وسیله‏ی سعادتند. (البتّه اگر با گناه خود آن زمینه‏ها را از بین نبریم)

2 جهاد بهترین تجارت با خدا: صف/11
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تجَُاهِدُونَ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكمُ‏ْ وَ أَنفُسِكُمْ ذَالِكمُ‏ْ خَیرٌْ لَّكمُ‏ْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(
«ای كسانی كه ایمان آورده اید ایا شما را به تجارتی سودمند كه شما را از عذاب دردناك نجات دهد دلالت نكنم به خدا و رسول او ایمان آورید و با مال و جان در راه خدا جهاد (تلاش) كنید، این كار از هر تجارت برای شما بهتر است، اگر دانا باشید یكی از اهداف مهم این سوره، دعوت به ایمان و جهاد است، آیات مورد بحث نیز تاكیدی است به این دو اصل، با مثال لطیفی كه انگیزه حركت الهی را در جان انسان به وجود می‏آورد، انگیزه‏ای كه شرط پیروزی اسلام بر تمام ادیان است و در آیات قبل این سوره به آن اشاره شده است.

نخست در آیه 10 این سوره می‏فرماید:
یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكمُ‏ْ عَلیَ‏ تجَِارَةٍ تُنجِیكمُ مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ
" ای كسانی كه ایمان آورده‏اید! آیا شما را به تجارتی دلالت كنم كه از عذاب الیم، نجاتتان می‏دهد؟
با اینكه" ایمان" و" جهاد" از واجبات قطعیه‏اند، ولی در اینجا آن را نه به صورت امر، بلكه به صورت پیشنهاد تجارت، مطرح می‏كند، آن هم آمیخته با تعبیراتی كه از لطف بی‏پایان خدا حكایت دارد.
بدون شك" نجات از عذاب الیم"، از مهمترین خواسته‏های هر انسانی است، و لذا این سؤال كه آیا می‏خواهید شما را به تجارتی رهنمون شوم كه شما را از عذاب الیم رهایی می‏بخشد؟ برای همه، جالب توجه است.
هنگامی كه با این سؤال دلها را به سوی خود جذب كرد، بی‏آنكه منتظر پاسخ آنها باشد، به شرح آن تجارت پرسود پرداخته، می‏افزاید: تفسیر نمونه، ج‏24، ص: 88

(تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ)
به خدا و رسول او ایمان بیاورید و در راه خداوند با اموال و جانهایتان جهاد كنید".
بدون شك خدا نیازی به این تجارت پرسود ندارد، بلكه تمام منافع آن دربست به مؤمنان تعلق می‏گیرد، لذا در پایان آیه می‏فرماید:" این برای شما از هر چیز بهتر است اگر بدانید" (ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)
قابل توجه اینكه مخاطب، مؤمنانند، به قرینه یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا و در عین حال آنها را به دو اصل" ایمان" و" جهاد" دعوت می‏كند، ممكن است این تعبیر اشاره به این باشد كه ایمان اسمی و سطحی كافی نیست، ایمان عمیق و خالص لازم است كه بتواند سرچشمه ایثار و فداكاری و جهاد گردد، و نیز ممكن است ذكر ایمان به خدا و رسول در اینجا شرحی باشد بر ایمان كه به طور اجمال در آغاز آیه گذشته آمده بود.

به هر حال، ایمان به پیامبر ص از ایمان به خدا جدا نیست، همانگونه كه جهاد با جان، از جهاد با مال نمی‏تواند جدا باشد، زیرا تمام نبردها نیاز به وسائل و امكاناتی دارد كه از طریق كمكهای مالی باید تامین شود، بعضی قادر بر هر دو نوع جهادند، و بعضی تنها قادر بر جهاد با مال و در پشت جبهه‏اند، و گاه تنها جان دارند و آماده بذل جان.
اما به هر صورت باید این دو نوع جهاد با یكدیگر توأم گردد تا پیروزی فراهم شود و اگر می‏بینیم جهاد با مال مقدم داشته شده نه به خاطر آن است كه از جهاد با جان مهمتر می‏باشد، بلكه به خاطر این است كه مقدمه آن محسوب می‏شود چرا كه ابزار جهاد از طریق كمكهای مالی فراهم می‏گردد.

3 خیرات و خوبی ها ویژه ی جهادگران است: توبه/88
« لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
« ولی پیامبر و كسانی كه با او ایمان آورده‏اند با مال و جانشان به جهاد برخاسته‏اند و اینانند كه همه خوبی ها برای آنان است اینان همان رستگارانند».

از جمله نكاتی كه در تفسیر نور، ج‏5، ص: 122 در ذیل این آیه به آن اشاره شده است:

از شركت نكردن منافقان و مرفّهان در جنگ، نگران نباشیم...»
2 منافقان مپندارند با نیامدنشان به جهاد، اسلام بی‏یاور می‏ماند. «لكِنِ الرَّسُولُ ...»
3 رهبر، پیشاپیش رزمندگان است. «الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ»
4 تنها ایمان به پیامبر كافی نیست، همراهی با او نیز لازم است. «آمَنُوا مَعَهُ»
5 جهاد باید در همه‏ی ابعاد باشد. «جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ»
6 رستگاری، تنها در سایه‏ی ایمان و جهاد است. «أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
7 جنگ و جهاد، مایه‏ی نزول خیرات و بركات الهی بر رزمندگان است. «أُولئِكَ لَهُمُ الْخَیْراتُ»
8 مجاهدان رستگارند، چه پیروز شوند و چه در ظاهر شكست بخورند.
«جاهَدُوا»، «الْمُفْلِحُونَ» تعبیرات این دو جمله طبق قواعدی كه در علم" معانی بیان" آمده است همگی دلیل بر انحصار است، یعنی تعبیرات فوق نشان می‏دهد كه رستگاران تنها این گروهند و همچنین كسانی كه استحقاق هر گونه خیر و سعادتی را دارند تفسیر نمونه، ج‏8، ص: 76تتوووئ_(تنها این دسته‏اند، همانها كه با تمام وجود و امكاناتشان جهاد می‏كنند
تفسیر نمونه، ج‏8، ص: 75

از این آیه به خوبی استفاده می‏شود كه اگر" ایمان" و" جهاد" توام گردد هر گونه خیر و بركتی را با خود همراه خواهد داشت، و جز در سایه این دو، نه راهی به سوی فلاح و رستگاری است، و نه نصیبی از خیرات و بركات مادی و معنوی!.

4 جهادگران امیدواران به رحمت الهی هستند: ( بقره / 218)
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أُوْلَئِكَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»
«آنان كه ایمان آورده و كسانی كه هجرت كرده و راه خدا جهاد نموده‏اند، آنان به رحمت‏ خدا امیدوارند و خداوند آمرزنده مهربان است

در شأن نزول این آیه در تفسیر نور، ج‏1، ص: 342 میخوانیم:رسول اكرم صلی اللَّه علیه و آله شخصی را به نام عبد اللّه بن جحش به همراه هشت نفر با نامه‏ای برای كسب اطلاعات از كفّار و مشركین فرستاد، امّا بعد از ملاقات، درگیری پیش آمد و در این بین رئیس گروه مقابل كشته شد و دو نفر از آنان به اسارت درآمده و اموالشان مصادره گردید.
این حادثه در اوّل ماه رجب كه از ماه‏های حرام است واقع شده بود، در حالی كه این گروه گمان كرده بودند كه آخر جمادی الثانیه است، نه اوّل رجب. به هر حال این قتال اشتباهاً در اوّل رجب صورت گرفت و كفّار این موضوع را دستاویز قرار داده و شایع كردند كه مسلمانان احترام ماه‏های حرام را نگه نمی‏دارند.
در برابر این تبلیغات دشمنان، قرآن جواب می‏دهد كه گرچه جنگ در ماه حرام واقع شده، ولی این قتال به اشتباه از سوی مسلمانان صورت گرفته است، در حالی كه شما مشركان به عمد مرتكب گناهانی شده‏اید كه مجازات آنها به مراتب از قتال در ماه حرام بیشتر است. بنا بر این شما با داشتن سابقه‏ی آن همه جنایت و رسوایی و ارتكاب گناهان بزرگ، نباید این عمل اشتباه را دستاویز قرار دهید.
پیام‏هایی كه ذیل این آیه در تفسیر نور، ج‏1، ص: 345 آمده است:

1 رتبه‏ی ایمان، مقدّم بر عمل است. «آمَنُوا») ( «هاجَرُوا وَ جاهَدُوا»
2 امید به لطف پروردگار، مشروط به ایمان، هجرت و جهاد است. «آمَنُوا») ( «هاجَرُوا وَ جاهَدُوا») ( «أُولئِكَ یَرْجُونَ»
3 اصول افكار و اعمال اگر صحیح باشد، اشتباهات جزئی قابل عفو است.("آمَنُوا») ( «هاجَرُوا») ( «یَرْجُونَ»
4 به لطف خداوند امیدوار باشیم، نه به كارهای نیك خود. زیرا خطر سوء عاقبت و حبط عمل و عدم قبول اطاعت، تا پایان عمر در كمین است. «یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ»
5 چون بنده امیدوار به رحمت خداوند است، خداوند نیز اعلام می‏كند: آمرزنده و مهربان است. «یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»
6 ارزش هجرت و جهاد آن است كه در راه خدا و برای او باشد. «فِی سَبِیلِ اللَّهِ»
7 مؤمنان و مهاجران مخلص نیز به رحمت و مغفرت او نیاز دارند. «آمَنُوا»، «هاجَرُوا») ( «یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ»
8 از خطای مهاجران و مجاهدان در راه خدا، باید گذشت. «وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ
9 امید بدون عمل، آرزویی بیش نیست. چنان كه در آخرین آیه سوره‏ی كهف می‏خوانیم: «فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»

هر كس امید به لقای پروردگار و رسیدن به مقام قرب را دارد، پس باید عمل خالصانه انجام دهد ، خداوند می‏فرماید:
من نزد گمان بنده‏ی مؤمن هستم، اگر گمان خوب به من ببرد به او خوبی می‏رسانم. كافی، ج 2، ص 72.»

5 مومنان واقعی، جهادگرانند: (حجرات/15)
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُواْ وَ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئكَ هُمُ الصَّدِقُونَ)
مؤمنان كسانی هستند كه به خدا و پیامبر او ایمان آورده‏اند و دیگر شك نكرده‏اند، و با مال و جان خویش در راه خدا جهاد كرده‏اند. اینان راستگویانند
آری نخستین نشانه ایمان عدم تردید و دو دلی در مسیر اسلام است، نشانه دوم جهاد با اموال، و نشانه سوم كه از همه برتر است جهاد با انفس (جانها) است.
به این ترتیب اسلام به سراغ روشنترین نشانه‏ها رفته است: ایستادگی و ثبات قدم، و عدم شك و تردید از یك سو، و ایثار مال و جان از سوی دیگر تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 213.
چگونه ممكن است ایمان در قلب راسخ نباشد در حالی كه انسان از بذل مال و جان در راه محبوب مضایقه نمی‏كند.
و لذا در پایان آیه می‏افزاید:" چنین كسانی راستگو هستند" و روح ایمان در وجودشان موج می‏زند (أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ).
این معیار را كه قرآن برای شناخت" مؤمنان راستین" از" دروغگویان متظاهر به اسلام" بیان كرده، منحصر به فقرای طایفه" بنی اسد" نیست، معیاری است روشن و گویا برای هر عصر و زمان، برای جداسازی مؤمنان واقعی از مدعیان دروغین، و برای نشان دادن ارزش ادعای كسانی كه همه جا دم از اسلام می‏زنند و خود را طلبكار پیامبر ص می‏دانند ولی در عمل آنها كمترین نشانه‏ای از ایمان و اسلام دیده نمی‏شود.
در مقابل، كسانی هستند كه نه تنها ادعایی ندارند، بلكه همواره خود را مقصر می‏شمرند، و در عین حال در میدان ایثار و فداكاری از همه پیشگامترند.
و اگر این معیار قرآنی را برای سنجش مؤمنان واقعی به كار بریم معلوم نیست از انبوه میلیونها میلیون مدعیان اسلام چه اندازه مؤمن واقعی هستند، و چه مقدار مسلمان ظاهری؟!
تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 214
تعریف مؤمنین به صفاتی كه در آیه آمده، تعریفی است كه هم جامع صفات مؤمن است و هم مانع، یعنی هیچ غیر مؤمنی مشمول آن نمی‏شود، در نتیجه هر كس متصف به این صفات باشد مؤمن حقیقی است، هم چنان كه هر كس یكی از این صفات را نداشته باشد، مؤمن حقیقی نیست.

و ایمان به خدا و رسولش عقدی است قلبی بر توحید خدای تعالی و حقانیت آنچه كه پیامبرش آورده، و نیز عقد قلبی بر صحت رسالت و پیروی رسول در آنچه دستور می‏دهد.
" ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا"- یعنی مؤمنین آنهایی هستند كه ایمان به خدا و رسول او بیاورند، و دیگر در حقانیت آنچه ایمان آورده‏اند شك نكنند، و ایمانشان ثابت و آن چنان مستقر باشد كه شك آن را متزلزل نكند. و این شك نكردن آنان منحصر به یك زمان نیست، بلكه در زمانهای آینده نیز شك نمی‏كنند، گویا شك چیزی است كه دائما خطرش وجود دارد، در نتیجه این آیه می‏فهماند كه باید استحكام اولی ایمان باقی بماند.
" وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ"- كلمه" مجاهده" كه مصدر" جاهدوا" است، به معنای بذل جهد و به‏كارگیری تمامی توان خویش در پیشبرد راه خدا است. و كلمه" سبیل اللَّه" به معنای دین خدا است. و منظور از مجاهده به اموال و انفس؛ " عمل و به كار گرفتن تا آخرین درجه قدرت" است در انجام تكلیف مالی الهی، از قبیل زكات و سایر انفاقات واجب، و انجام تكالیف بدنی چون نماز و روزه و حج و غیره.
و معنای آیه این است كه: مؤمنین واقعی كوشش می‏كنند تا تكالیف مالی و بدنی اسلامی خود را انجام دهند، و در حالی انجام می‏دهند- و یا عملشان چنین حالی دارد- كه در دین خدا و در راه او است.
" أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ"- این جمله بر ایمان مؤمنین نامبرده ما دام كه آن صفات را حفظ كرده باشند صحه گذاشته و تصدیق می‏كند.
6 برتری جهادگران: )نساء /95

«لاَّ یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَی وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا»
«مؤمنان خانه‏نشین كه زیان‏دیده نیستند با آن مجاهدانی كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد می‏كنند یكسان نمی‏باشند خداوند كسانی را كه با مال و جان خود جهاد می‏كنند به درجه‏ای بر خانه‏نشینان مزیت بخشیده و همه را خدا وعده [پاداش] نیكو داده و[لی] مجاهدان را بر خانه‏نشینان به پاداشی بزرگ برتری بخشیده است
تفسیر نمونه، ج‏4، ص: 81

این آیه ی درباره ی كسانی است كه ظاهراً مؤمنند ولی بدون عذر از جهاد در راه خدا سر باز می زنند و خداوند دو بار در این ایه می فرماید مجاهدین بر كسانی كه تلاش نمی كنند برتری دارند و برتری آن ها عظیم است و درجه آن ها یكسان نیست و این دو گروه هرگز یكسان نخواهند بود.
از طرفی این آیه مربوط به زمانی است كه جهاد واجب كفایی باشد و با عدم جهاد آن عده ضرری متوجه جامعه نگردد والا در زمانی كه نرفتن به جهاد باعث ایجاد مشكل برای مسلمین گردد و یا به حد كفایت به جهاد نرفته باشند، عدم اقدام برای جهاد گناه بزرگی است كه مستوجب عذاب الهی خواهد بود.

این آیه شریفه می‏خواهد مؤمنین را تحریك و تشویق به جهاد نموده، و روح ایمان آنان را برای سبقت‏گیری در خیر و فضیلت بیدار كرده وجهاد وقتی بر قعود برتری دارد كه در راه خدا باشد نه در راه هواهای نفسانی و نیز جهاد در راه خدا به خاطر همین كه در راه خدا است وقتی ارزش دارد كه با عزیزترین و محبوب‏ترین محبوب‏ها بوده باشد، یعنی با مال و از مال عزیزتر با جان باشد.
:منظور از جهادی كه این آیه میفرماید جهاد كافی است، نه عینی، یعنی اگر گروهی برای جهاد اقدام میكردند از گردن دیگران ساقط بود. زیرا اگر جهاد عینی میبود خدا وعده بهشت به خانه نشینان نمیداد. نوع جهاد به بذل اموال و جانها منحصر میشود یعنی هر نوع جهاد فی سبیل اللّه و هر نحوه فداكاری كه مردان مجاهد در راه خدا بكنند باز هم از افراد خانه‏نشین افضل و برترند، و لو اینكه پایین‏تر و كمتر از بذل مال و جان باشد.
سپس برتری مجاهدان را بار دیگر به صورت صریحتر و آشكارتر بیان كرده، می‏فرماید: «خداوند مجاهدانی را كه با مال و جان خود در راهش پیكار می‏كنند بر خودداری‏كنندگان از شركت در میدان جهاد برتری عظیمی بخشیده»

ولی چون نقطه مقابل این دسته از مجاهدان افرادی هستند كه جهاد برای آنها واجب عینی نبوده و یا این كه به خاطر بیماری و ناتوانی و علل دیگر قادر به شركت در میدان جنگ نبوده‏اند لذا برای این كه پاداش نیت صالح و ایمان و سایر اعمال نیك آنها نادیده گرفته نشود به آنها نیز وعده نیك داده ولی از آنجا كه اهمیت جهاد در منطق اسلام از این هم بیشتر است بار دیگر به سراغ مجاهدان رفته و تأكید می‏كند كه «خداوند مجاهدان را بر قاعدان اجر عظیمی بخشیده است»

.در حدیث آمده است كه: «خداوند جهاد كنندگان را بر تخلف كنندگان، هفتاد درجه فضیلت داده و فاصله هر درجه‏ای هفتاد سال راهپیمایی اسب نیرومند و تندرو است»
ضمنا از تعبیر به" درجات" نیز می‏توان این معنی را استفاده كرد كه مجاهدان همه در یك حد و پایه نیستند و به اختلاف درجه اخلاص و فداكاری و تحمل ناراحتیها، مقامات معنوی آنها مختلف است، زیرا مسلم است همه مجاهدانی كه در یك صف در برابر دشمن می‏ایستند به یك اندازه، جهاد نمی‏كنند و به یك اندازه اخلاص ندارند، بنا بر این هر یك، به تناسب كار و نیت خود پاداش می‏گیرند.
همین است كه رسول گرامی اسلام ص می‏فرماید: (1) و (2) وسائل كتاب جهاد، ابواب جهاد العدو و یناسبه باب یك حدیث 2 و 16.

" فمن ترك الجهاد البسه اللَّه ذلا و فقرا فی معیشته و محقا فی دینه ان اللَّه اعز امتی بسنابك خیلها و مراكز رماحها
" «1».
" آن كس كه جهاد را ترك گوید، خدا بر اندام او لباس ذلت می‏پوشاند، و فقر و احتیاج بر زندگی، و تاریكی بر دین او سایه شوم می‏افكند، خداوند پیروان مرا به وسیله سم ستورانی كه به میدان جهاد پیش می‏روند و به وسیله پیكانهای نیزه‏ها، عزت می‏بخشد."
و به مناسبت دیگری می‏فرماید:"
اغزوا تورثوا ابنائكم مجدا" «2».

" جهاد كنید تا مجد و عظمت را برای فرزندانتان به میراث بگذارید"! " ...

و امیر مؤمنان علی ع در ابتدای خطبه جهاد( نهج البلاغه خطبه 27.) چنین می‏فرماید:

فان الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه اللَّه لخاصة اولیائه و هو لباس التقوی و درع اللَّه الحصینة و جنته الوثیقة، فمن تركه رغبة عنه البسه اللَّه ثوب الذل و شمله البلاء و دیث بالصغار و القماءة.
" جهاد دری است از دربهای بهشت، كه خداوند آن را به روی دوستان خاص خود گشوده است، جهاد، لباس پر فضیلت" تقوی" است جهاد، زره نفوذناپذیر الهی است، جهاد، سپر محكم پروردگار است، آن كس كه جهاد را ترك گوید، خداوند بر اندام او لباس ذلت و بلا می‏پوشاند، و او را در مقابل دیدگاه مردم خوار و ذلیل جلوه می‏دهد ...

7 متخلفین از جهاد در عذاب الهی خواهند بود: ) توبه/81
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُواْ أَن یجَُاهِدُواْ بِأَمْوَالهِِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ قَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فیِ الحَْرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كاَنُواْ یَفْقَهُونَ
آنان كه در خانه نشسته‏اند و از همراهی با رسول خدا تخلف ورزیده‏اند خوشحالند. جهاد با مال و جان خویش را، در راه خدا، ناخوش شمردند و گفتند: در هوای گرم به جنگ نروید. اگر می‏فهمند بگو: گرمای آتش جهنم بیشتر است.

در این آیات نیز سخن هم چنان پیرامون معرفی منافقان، وسیله اعمال ورفتار و افكار آنها است، تا مسلمانان به روشنی این گروه را بشناسند و تحت تاثیر نقشه‏های شوم آنان قرار نگیرند. و تفسیر نمونه، ج‏8، ص: 63

شأن نزول این آیه در مورد جنگ تبوك است كه عده ای رسول خدا(ص) را همراهی نكرده و از این عدم همراهی خوشحال بودند (فرح المخلفون) و اكراه داشتند كه پیامبر(ص) را با مال یا جان خود یاری كنند و برای توجیه كار خود سعی می كردند دیگران را نیز همراه خود كنند و می گفتند كه در این گرما به جنگ نروید، .در حقیقت آنها می‏خواستند هم اراده مسلمانان را تضعیف كنند، و هم شریكهای بیشتری برای جرمشان فراهم سازند. همانگونه كه همه منافقان در هر عصر و زمان چنینند.سپس قرآن روی سخن را به پیامبر ص كرده و با لحن قاطع و كوبنده‏ای به آنها چنین پاسخ می‏گوید:" به آنها بگو آتش سوزان دوزخ از این هم گرمتر و سوزانتر است اگر بفهمند"! (قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا یَفْقَهُونَ) ولی افسوس كه بر اثر ضعف ایمان، و عدم درك كافی، توجه ندارند كه چه آتش سوزانی در انتظار آنها است، آتشی كه یك جرقه كوچكش از آتشهای دنیا سوزنده‏تر است
امروزه نیز شاهدیم كه بعضی نه تنها خود برای اسلام و انقلاب تلاش نمی كنند بلكه تلاشگران و زحمت كشان را نیز ملامت می كنند و سعی دارند تا آ ن ها را نیز از تلاش منصرف نمایند تا زشتی كار خود را بپوشانند. در این مورد هم خداوند در ایاتی می فرماید كه هر كسی عزم جهاد دارد باید از ملامت دیگران نترسد.

نكته‏ ها: این آیه، سه نشانه برای منافقان ذكر كرده است: تفسیر نور، ج‏5، ص: 11
الف: از جبهه نرفتن به جای پشیمانی شادند.
ب: جهاد با مال و جان بر ایشان سنگین است.
ج: دیگران را از جبهه رفتن منع می‏كنند

طبق آیات گذشته، منافقان مانع كمك مالی دیگران می‏شدند، مطابق این آیه نیز از حضور در جبهه، تخلّف می‏كنند و دیگران را هم دلسرد می‏كنند.

پیامهایی كه طبق تفسیر نور، ج‏5، ص: 117 از این آیه استنباط میشود:

شادی به خاطر نرفتن به جبهه و تخلّف از فرمان پیامبر، نشانه‏ی نفاق است( فَرِحَ الْمُخَلَّفُون).
2 بدتر از جبهه نرفتن، شكستن قداستِ رهبری و تخلّف از فرمان اوست( بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ»، نفرمود: «بمقعدهم عن الجهاد)
« 3 اطاعت بی‏چون و چرا از رسول خدا لازم است. «بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ»
4 مؤمنِ ترسو، از منافق جداست. ترسو كمك مالی می‏كند، میل قلبی برای جهاد هم دارد. امّا منافقان، نه كمك می‏كنند و نه میل كمك دارند. «كَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا»
5 منافقان برای باز داشتن مردم از جهاد، با تبلیغ دلسرد كننده و اخلال‏گری، مشكلاتی چون گرم بودن هوا را بهانه قرار می‏دهند. «قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ»
6 در آستانه‏ی جنگ باید آماده باشیم تا شایعات و سخنان دلسرد كننده‏ی منافقان را به سرعت خنثی كنیم. «قالُوا»، «قُلْ» 7 در پاسخگویی به تبلیغات دشمن، از اصطلاحاتِ خودش استفاده كنیم. «الْحَرِّ»، «أَشَدُّ حَرًّا»
8 یاد معاد، عامل حركت به سوی جبهه است، «قُلْ نارُ جَهَنَّمَ» مؤمنان واقعی هرگز گرمی هوا را مانع جهاد نمی‏دانند.
9. منافقان، ظاهربین‏اند و شناخت عمیق ندارند. «لَوْ كانُوا یَفْقَهُونَ»

ادامه بحث در آینده نزدیك درون وبلاگ قرار خواهد گرفت

منبع : وب سایت منتظران خورشید



طبقه بندی: سبك زندگی جهادی، 
برچسب ها: جهاد در قرآن، سبك زندگی جهادی، منم عمّار، گروه، جهادی، عمّار، بسیج سازندگی، گروه جهادی عمّار،
ارسال توسط مهدی جنیدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
با توجه به آغاز فعالیت ما و ضعف گروه های جهادی در فضای سایبری،فعالیت ما در كدام زمینه مفید تر است؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

ابزار وبمستر

خرید شارژ

دانلود

قالب وبلاگ