تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی گروه جهادی عمّار - خداوند در مورد جهاد می فرمایند: (بخش دوم)

ابزار رایگان وبلاگ

حدیث موضوعی

لک لبیک حسین (ع)

تسلیت باد بر مهدی صاحب الزمان(عج)

 منم عمّار امام خمینی (ره)

ای علمدار کربلا

کربلا اینقدر زیبایی نداشت بی تو و بی ماجرای دست تو

 منم عمّار امام خامنه ای

كارهای مجاهد كارهای جهادی است

هر كاری بكنید دیگر در حیطه جهاد وارد شده‏اید.شما مجاهد هستید،كوشش كنید این جهاد سازندگی را در خودتان ایجاد كنید

 منم عمّار امام خمینی (ره)

كجایند عمّارها

خودِ حضور یك جوان مؤمن و متدین و متشرع در یك مجموعه ی روستائی، در بین جوانان، در بین مردم، مظهر مجسّم آیه ی قرآن است

 منم عمّار امام خامنه ای

«اذا جـــاء نصرالله والفتح»

تا پای جان برای آبادانی ایران تلاش خواهیم كرد

 منم عمّار منم عمّار

ولی امر(مدظله العالی)دستور دادند

خدمت به مردم را كه از بزرگترین عبادات است،سرلوحه كار خویش قرار دهید

Sonic امام خامنه ای

یا قتیل العبرات

ما با یاد تو در راه خدا قدم می نهیم یا حسین

 منم عمّار منم عمّار

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392
در این شماره سعی داریم تا بصورت گذرا به بیان جنبه های دیگر  "جهاد در آیات قرآن" بپردازیم.

8 عظیم ترین درجات
9 سبب هدایت
10 اخلاص ؛شرط جهاد
11جهاد به نفع خودتان است
12 سلب توفیق
13آزمایش الهی
14دوستی نكردن با دشمن خدا

بخش اول جهاد در آیات قرآن
مقدمه:

در قرآن كریم در 45 آیه به موضوع قتال و در 29 آیه به موضوع جهاد اشاره شده است. قتال به طور مشخص به جنگیدن در جبهه ی نبرد اشاره دارد ولی جهاد دارای معنای وسیع تری است. لذا خداوند در 8 آیه از آیات 29 گانه ی تحت الذكر به جهاد با مال و جان اشاره می فرماید و در آیات دیگر از بیان چگونگی جهاد در آیه مشخص می شود كه شامل هر تلاشی در راه خدا می باشد.
در این شماره سعی داریم تا بصورت گذرا به بیان "جهاد در آیات قرآن" بپردازیم.


8 عظیم ترین درجات
9 سبب هدایت
10 اخلاص ؛شرط جهاد
11جهاد به نفع خودتان است
12 سلب توفیق
13آزمایش الهی
14دوستی نكردن با دشمن خدا


جهادگران دارای عظیم ترین درجه الهی اند
«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ»
«كسانی كه ایمان آورده و برای خدا هجرت نموده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‏اند عظیم ترین درجه را نزد خداوند و آنان رستگاران و سعادتمندان عالمند. سوره توبه/20

وقتی دو نفر از مسلمانان از افتخارات خود می گفتند كه یكی آب دادن به حجاج و دیگری تعمیر و عمارت مسجدالحرام بود و این را سبب برتری خود بر امام علی(ع) برمی شمردند خداوند این آیه را نازل فرمود كه:
ایا رتبه ساخت و تعمیر مسجدالحرام و آب دادن به حاجیان در مسجدالحرام با مقام آن كسی كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد كرده یكسان می شمرید؟ هرگز آنان نزد خدا یكسان نخواهند بود.

توجه به دو نكته در این ایه ضروری است:

اوّل: درجه جهادگران اعظم است نه عظیم، یعنی با صفت تفضیلی بیان شده و نشان دهند ه ی این است كه بزرگ ترین مقامات در نزد خداوند مخصوص این گروه است.
دوّم: این ها كسانی هستند كه «فائز» می شوند و گروهی كه به سعادت واقعی می رسند اینانند نه كسانی كه از جهاد فرار می كنند و طفره می روند.
پیامهایی كه در ذیل این آیه در تفسیر نور، ج‏5، ص: 35 آمده است.

1 ایمان، هجرت و جهاد، همچون تقوا، در رأس همه‏ی ارزش‏هاست. «آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا» ... «أَعْظَمُ دَرَجَةً»
2 اگر ملاك ارزش نزد مردم، روابط قبیلگی و نژادی است، در محاسبات الهی، ایمان، هجرت و جهاد، ملاكِ ارزش است. «عِنْدَ اللَّهِ»
3 ایمان، لازمه‏ی كمالات دیگر است. «آمَنُوا»
4 ارزش همه‏ی كارهای مقدّس، به نیّت آنهاست. «فِی سَبِیلِ اللَّهِ»
5 فوز و رستگاری، تنها در سایه‏ی ایمان، هجرت و جهاد است. «آمَنُوا وَ ...»، «أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ»
9 جهاد سبب هدایت است
« وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»
«كسانی كه در راه ما جهاد و تلاش نمایند محققاً آن ها را به راه خویش هدایت می كنیم.»عنكبوت/69

یعنی اگر كسی در راه خدا و برای خدا تلاش كرد خداوند او را دستگیری نموده و نه تنها راه وصال خویش را به او نشان می دهد، بلكه او را به آن راه می كشاند و در آن راه هدایت می كند.
نكته مهمی كه در این ایه است حدیثی است كه در تفسیر فرات الكوفی صفحه 320 از امام باقر(ع) نقل شده است كه آن حضرت درباره این ایه فرموده اند: «نزلت فینا اهل البیت»
یعنی اولاً مصداق اصلی كسانی كه در راه خدا جهاد كرده و خداوند آن ها را در مسیر هدایت آورده اهل بیت علیهم السلام هستند.
و ثانیاً: منظور از «فینا» ما اهل بیتیم یعنی هر كسی در راه یاری ما اهل بیت قدمی بردارد خداوند او را در راه خویش هدایت نموده و دستگیری می نماید.
در اینكه منظور از" جهاد" در اینجا چیست؟ و آیا جهاد با دشمن است، یا جهاد با نفس، یا جهاد در راه شناخت خدا از طرق علمی و استدلالی؟ مفسران احتمالات متعددی داده‏اند. یر نمونه، ج‏16، ص: 349
و همچنین در مورد تعبیر" فینا" كه آیا منظور در راه رضای خدا است، یا در راه جهاد با نفس، یا در طریق عبادت، یا در طریق مبارزه با دشمن؟
ولی پیدا است كه هم تعبیر به" جهاد" تعبیر وسیع و مطلقی است و هم تعبیر" فینا"، بنا بر این هر گونه جهاد و تلاشی را كه در راه خدا و برای او و به منظور وصول به اهداف الهی صورت گیرد شامل می‏شود، خواه در طریق كسب معرفت باشد، یا جهاد با نفس، یا مبارزه با دشمن یا صبر بر طاعت، یا شكیبایی در برابر وسوسه معصیت، یا در مسیر كمك به افراد مستضعف، و یا انجام هر كار نیك دیگر.
كسانی كه در این راهها به هر شكل و هر صورت برای خدا مجاهده كنند مشمول حمایت و هدایت الهی هستند.

ضمنا از آنچه گفتیم روشن شد كه منظور از" سبل" در اینجا راههای مختلفی است كه به سوی خدا منتهی می‏شود: راه جهاد با نفس، راه مبارزه با دشمنان، راه علم و دانش و فرهنگ، خلاصه جهاد در هر یك از این راهها سبب هدایت به مسیری است كه به خدا منتهی می‏شود.

این وعده‏ای است كه خداوند مؤكدا به همه مجاهدان راهش داده، و پیروزی و ترقی و موفقیت را در گرو دو چیز شمرده،" جهاد" و" خلوص نیت".
جمعی از فلاسفه معتقدند كه اندیشه و مطالعه و تفكر ایجاد علم و دانش نمی‏كند، بلكه روح انسانی را برای پذیرش صور معقولات آماده می‏سازد و هنگامی كه روح انسانی آماده پذیرش شد فیض علم از خالق متعال و واهب الصور بر روح انسان پاشیده می‏شود. بنا بر این انسان باید در این راه جهاد كند ولی هدایت به دست خدا است. و اینكه در حدیث وارد شده است كه علم به كثرت تعلیم و تعلم نیست بلكه نوری است كه خداوند به قلب هر كس بخواهد و شایسته بداند می‏افكند نیز ممكن است اشاره به همین معنی باشد.

نكته‏ها:
تفسیر نمونه، ج‏16، ص: 350

1-" جهاد" و" اخلاص"
از آیه فوق به خوبی استفاده می‏شود كه هر گونه شكست و ناكامی نصیب ما شود معلول یكی از دو چیز است: یا در جهاد كوتاهی كرده‏ایم، و یا اخلاص در كار ما نبوده است، و اگر این دو با هم جمع شود بنا به وعده مؤكد الهی، پیروزی و هدایت حتمی است.
و اگر درست بیندیشیم می‏توانیم سرچشمه مشكلات و مصائب جوامع اسلامی را در همین امر پیدا كنیم.
چرا مسلمانان پیشرو دیروز، امروز عقب مانده‏اند؟
چرا دست نیاز در همه چیز حتی در فرهنگ و قوانین خویش به سوی بیگانگان دراز می‏كنند؟
چرا برای حفظ خود در برابر طوفانهای سیاسی و هجومهای نظامی باید به دیگران تكیه كنند؟
چرا یك روز دیگران ریزه‏خوار خوان نعمت علم و فرهنگ آنها بودند اما امروز باید بر سر سفره دیگران بنشینند؟
و بالآخره چرا در چنگال دیگران اسیرند و سرزمینهای آنها در اشغال متجاوزان؟! تمام این" چراها" یك پاسخ دارد و آن اینكه
یا جهاد را فراموش كرده‏اند و یا نیت ها آلوده شده است.
آری جهاد در صحنه‏های علمی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و نظامی به دست فراموشی سپرده شده، حب نفس و عشق به دنیا و راحت طلبی و كوته‏نگری و اغراض شخصی بر آنها چیره شده، تا آنجا كه كشتگانشان به دست خودشان بیش از كشتگانی است كه دشمن از آنها قربانی می‏گیرد! خودباختگی گروهی غربزده و شرق‏زده، خودفروختگی جمعی از زمامداران و سران، و یاس و انزوای دانشمندان و متفكران هم جهاد را از آنها گرفته، و هم اخلاص را. تفسیر نمونه، ج‏16، ص: 351

هر گاه مختصر اخلاصی در صفوف ما پیدا می‏شود و مجاهدان ما تكانی به خود می‏دهند پیروزیها پشت سر یكدیگر فرا می‏رسد. و چه عظیم و الهام بخش است قرآن كه در یك جمله كوتاه هم درد و هم درمان را بیان كرده! آری آنها كه در راه خدا جهاد می‏كنند مشمول هدایت الهی هستند و بدیهی است كه با هدایت او گمراهی و شكست مفهومی ندارد.
اگر می‏بینیم در بعضی از روایات اهل بیت ع این آیه تفسیر به آل محمد ص و پیروان آنها شده است بیان مصداق كاملی از آن است، چرا كه آنها در طریق جهاد و اخلاص پیشگام و پیشقدم بودند و هرگز دلیل بر محدودیت مفهوم آیه نخواهد بود.

10 اخلاص شرط جهاد است
« وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ
و در راه خدا چنان كه حق جهاد [در راه] اوست جهاد كنید.» حج/78
در تفسیر نمونه با بررسی ایات و روایات آمده است كه منظور از حق جهاد ؛ خلوص نیت و انجام اعمال برای خداست. پس اگر بالاترین و بهترین اعمال و تلاش ها برای یاری اسلام انجام شود و خلوص نیت در آن نباشد حق جهاد ادا نشده و ارزشی نخواهد داشت.

نكته‏ ها:
ارزش كارها، به انگیزه و شیوه و مقدار آن بستگی دارد. (جهادی ارزش دارد كه با تمام توان در راه خدا باشد) «فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ
تفسیر نور، ج‏8، ص: 79


اكثر مفسران اسلامی،" جهاد" را در اینجا به معنی خصوص مبارزه مسلحانه با دشمنان نگرفته‏اند، بلكه همانگونه كه از مفهوم لغوی آن استفاده می‏شود به معنی هر گونه جهاد و كوشش در راه خدا و تلاش برای انجام نیكیها، و مبارزه با هوسهای سركش (جهاد اكبر) و پیكار با دشمنان ظالم و ستمگر (جهاد اصغر) دانسته‏اند.
مرحوم" طبرسی" در" مجمع البیان" از اكثر مفسران چنین نقل می‏كند كه منظور از" حق جهاد" خلوص نیت و انجام دادن اعمال برای خدا است.
بدون شك" حق جهاد" نیز معنی وسیعی دارد كه از نظر كیفیت و كمیت و مكان و زمان و سایر جهات، همه را شامل می‏شود، اما از آنجا كه مرحله" اخلاص" سخت‏ترین مرحله در جهاد نفس است، روی این مرحله تكیه كرده است، چرا كه نفوذ افكار و انگیزه‏های غیر الهی در قلب و اعمال انسان آن قدر مخفی و باریك و پنهان است كه جز بندگان خاص خدا از آن رهایی نمی‏یابند!.
تفسیر نمونه، ج‏14، ص: 182

11 جهاد به نفع خودتان است
«وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ
كسی كه جهاد و تلاش كند، برای خود می‏كوشد زیرا خدا از جهانیان سخت بی‏نیاز است.» )عنكبوت /6)

نكته‏ ها:
مراد از جهاد در این آیه، تنها جهاد با شمشیر و با دشمنان نیست، بلكه مراد هر گونه تلاش و كوشش است خواه این تلاش در راه خودسازی و به اصطلاح جهاد با نفس باشد یا مبارزه با وسوسه‏های شیطان و یا با دشمنان خارجی.

پیام‏ها:
1 خداوند به تلاش ما نیاز ندارد. «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما یُجاهِدُ لِنَفْسِهِ»
من نكردم خلق تا سودی كنم بلكه تا بر بندگان جودی كنم‏
2 برای تشویق مردم به تلاش‏های مثبت، از گرایش‏های درونی و فطری، همچون حبّ نفس استفاده كنیم. (انسان فطرتاً به دنبال سود و منافع خویش است) «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما یُجاهِدُ لِنَفْسِهِ» 3 بی‏نیازی خداوند، واقعی و حتمی است. (بر خلاف اظهار بی‏نیازی ما كه در عین نیاز است.) «إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ» 4 خداوند، هم از انسان‏ها بی نیاز است و هم از فرشتگان و هم دیگر موجودات. تفسیر نور، ج‏9، ص: 115
برنامه آزمون الهی، جهاد با هوای نفس، و مبارزه با دشمنان سرسخت برای حفظ ایمان و پاكی و تقوا، برنامه خود انسان است، و گرنه خداوند وجودی است نامتناهی از هر نظر و هیچ نیازی ندارد كه به وسیله عبادت یا اطاعت بندگان بر طرف شود، كمبودی ندارد كه دیگران به او بدهند، بلكه دیگران هر چه دارند از او دارند، از خودشان چیزی ندارند.

از این بیان روشن می‏شود كه" جهاد" در اینجا الزاما به معنی جهاد مسلحانه با دشمن نیست، بلكه همان معنی اصلی لغوی خود را دارد كه هر گونه تلاش و كوشش را برای حفظ ایمان و تقوی، و تحمل انواع شدائد و مبارزه‏های موضعی را با دشمن لجوج و كینه‏توز شامل می‏شود.

خلاصه اینكه تمام منافع این جهاد به شخص مجاهد باز می‏گردد و او است كه خیر دنیا و آخرت را در پرتو جهادش تحصیل می‏كند، و حتی اگر جامعه از بركات این جهاد بهره‏مند شود در مرحله بعد خواهد بود، بنا بر این هر گاه توفیق این جهاد نصیب كسی شود باید خدا را بر این نعمت بزرگ سپاس گوید.

این كه دستور جهاد داده شده برای پرورش روح و قابلیت های خود شما است و خداوند نیازی ندارد كه كسی او را یاری كند، بلكه این یاری خداوند سودش در درجه اول به خود جهادگر می رسد.
پس باید توجه كرد كه اگر تلاش و جهاد می كنیم منتی بر كسی نداریم زیرا بیش از هر كس، خود سود برده ایم و از طرفی توقع پاداش با تشكر از خلق باعث لكه دار شدن اخلاص می گردد كه آن وقت آن جهاد عظیم كاملاً بی ارزش می گردد.

12 جهاد ؛آزمایش الهی
: « وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِینَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ
و البته شما را می‏آزماییم تا مجاهدان و شكیبایان شما را باز شناسانیم و گزارش های [مربوط به] شما را رسیدگی كنیم.»)محمد/31

امام حسین(ع) در حدیث مشهوری فرموده اند: «الناس عبیدالدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ماذرت معائشهم فاذا محصور بالبلا قل الدیانون مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه ی زبان آن ها است و همین كه دنیا و معیشتشان به خطر بیفتد یا بلاها و سختی ها آن ها را احاطه كند دین داران اندك می شوند.»

این سنت الهی است كه مدعیان دین داری را آزمایش می فرماید، پس هر كس باید از خودش بپرسد كه برای ترویج اسلام و اطاعت از خداوند چقدر تلاش و جهاد نموده زیرا ادعای دین داری بدون این جهاد در راه خدا، ادعایی دروغ و باطل است و نشان دهنده ی رد شدن در این امتحان الهی است.

گر چه این آزمایش دامنه وسیع و گسترده‏ای دارد و صبر و شكیبایی در انجام همه وظائف را شامل می‏شود ولی به تناسب كلمه مجاهدین، و آیات قبل و بعد بیشتر منظور آزمایش در میدان جهاد است، و راستی میدان جهاد میدان آزمایش بزرگ و سختی است، و كمتر كسی می‏تواند چهره واقعی خود را در چنین میدانهایی از نظرها مستور دارد.

كلمه" بلاء" و" ابتلاء" به معنای امتحان و آزمایش است. و آیه شریفه علت واجب كردن قتال بر مؤمنین را بیان می‏كند، می‏فرماید: علتش این است كه خدا می‏خواهد شما را بیازماید، تا برایتان معلوم شود مجاهدین در راه خدا و صابران بر مشقت تكالیف الهی چه كسانی هستند.

بسیاری از مفسران گفته‏اند كه مراد از" اخبار" در اینجا اعمال انسانها است، چرا كه وقتی عملی از انسان سرمی‏زند به صورت" خبر" در میان مردم پخش می‏شود، بعضی نیز گفته‏اند منظور از" اخبار" در اینجا اسرار درونی است، چرا كه اعمال مردم از این اسرار خبر می‏دهد
ترجمه المیزان، ج‏18، ص: 366
.
این احتمال نیز وجود دارد كه" اخبار" در اینجا به معنی خبرهایی است كه مردم از وضع خود یا از تعهدات خویش می‏دهند، مثلا منافقان با پیامبر ص عهد كرده بودند كه پشت به میدان نبرد نكنند در حالی كه عهد و پیمان خود را شكستند تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 482.

ضمنا جمله:" حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجاهِدِینَ مِنْكُمْ" (تا مجاهدان شما را بشناسیم) به این معنی نیست كه خداوند از این گروه آگاهی ندارد بلكه منظور تحقق این معلوم الهی است و مشخص شدن این گونه افراد است، یعنی تا این علم الهی تحقق خارجی یابد و عینیت حاصل كند و صفوف مشخص شود.

در اینجا قرآن با استفاده از حادثه احد برای تصحیح یك اشتباه فكری مسلمانان اقدام می‏كند و می‏گوید: شما چنین پنداشتید كه بدون جهاد و استقامت در راه خدا می‏توانید در بهشت برین جای گیرید، آیا شما گمان كردید داخل شدن در عمق آن سعادت معنوی تنها با انتخاب نام مسلمان و یا عقیده بدون عمل ممكن است؟ اگر چنین بود مسئله بسیار ساده بود، ولی هرگز چنین نبوده است و تا اعتقادات واقعی در میدان عمل پیاده نشود كسی بهره‏ای از آن سعادتها نخواهد برد، در اینجا است كه باید صفوف از هم مشخص شود، و مجاهدان و صابران از افراد بی ارزش شناخته شوند

این آیه، به جهاد و صبر و مقاومت مؤمنان اشاره می‏كند. زیرا راه بهشت از طریق صبر و جهاد است. قرآن می‏فرماید: «سَلامٌ عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ» «1» سلام بر شما اهل بهشت، بخاطر صبر و مقاومتی كه داشتید. در این تعبیر لطفی است، نمی‏گوید سلام بر شما بخاطر حج و روزه و یا خمس و زكات، زیرا انجام هر عملی نیازمند صبر و پایداری است.

13 اگر جهاد نكنید، این توفیق به دیگران می رسد
یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتیِ اللَّهُ بِقَوْمٍ یحُِبهُُّمْ وَ یحُِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلیَ الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلیَ الْكَافِرِینَ یجَُاهِدُونَ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا یخََافُونَ لَوْمَةَ لَائمٍ ذَالِكَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ مائده/(54)

اگر شما از جهاد رو برگردانید، خداوند دیگرانی را به جای شما می آورد كه این توفیق و وظیفه الهی را به نحو احسن انجام دهند.
«ای كسانی كه ایمان آورده اید، هركس از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند جمعیتی را می آورد كه آن ها را دوست دارد و آنان (نیز) خدا را دوست دارند، در برابر مومنان متواضع و در برابر كافران سرسخت و نیرومند با آنها در راه خدا جهاد می كنند و از سرزنش هیچ ملامت گری هراسی ندارند ...

در حدیثی امیرالمومنین(ع) فرموده است: جهاد موهبتی الهی و دری از درهای بهشت است كه خداوند تنها آن را به روی بندگان خاص خود می گشاید. پس این توفیق را خداوند به هر كسی نخواهد داد و همان طور كه گفته شد خداوند نیازی به جهاد ما ندارد لذا علاوه بر معنی كلی ایه كه اگر شما خدا را یاری نكنید، خدا دیگران را می آورد و این توفیق از شما سلب می شود. چند نكته مهم دیگر درباره ی این ایه وجود دارد:

الف در جنگ خیبر مسلمانان نمی توانستند به قلعه های خیبر حمله كنند و ترس عامل مهمی بود كه جلوی آن ها را می گرفت، لذا این ایه نازل شد و پیامبر(ص) فرمود: به خدا فردا پرچم را به دست كسی می سپارم كه خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند، پی در پی به دشمن حمله می كند و هیچ گاه از برابر آن ها نمی گریزد و از این میدان باز نخواهد گشت، مگر این كه خدا به دست او پیروزی را نصیب مسلمانان می كند. آن گاه پرچم را به دست علی علیه السلام داد. «
ب معلوم می شود كه ترك جهاد و عدم مقاومت در برابر دشمنان اسلام و بی تفاوتی به معنی بازگشت از دین و ارتداد است.
ج پیامبر(ص) در پاسخی درباره این ایه دست بر شانه سلمان زد و فرمود: منظور از این ایه و یاران و هموطنان او هستند. سپس فرمود: اگر دین (بعضی روایات علم) به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمان قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت.
د در روایاتی گفته شده این ایه درباره ی یاران امام زمان (عج) است.
البته همان گونه كه می دانید جمع بین همه ی اینها كاملاً صحیح است و انسان را به نتایج جالبی می رساند.

14 مجاهد با دشمن خدا دوستی نمی كند
یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّی وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِیَاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِْم بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُواْ بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقّ‏ِ یخُْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فیِ سَبِیلیِ وَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتیِ تُسِرُّونَ إِلَیهِْم بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَ مَا أَعْلَنتُمْ وَ مَن یَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ(ممتحنه/1)

ای كسانی كه ایمان آورده‏اید، دشمن من و دشمن خود را به دوستی اختیار مكنید. شما با آنان طرح دوستی می‏افكنید و حال آنكه ایشان به سخن حقی كه بر شما آمده است ایمان ندارند. و بدان سبب كه به خدا، پروردگار خویش ایمان آورده بودید، پیامبر و شما را بیرون راندند. اگر برای جهاد در راه من و طلب رضای من بیرون آمده‏اید، در نهان با آنها دوستی مكنید و من به هر چه پنهان می‏دارید یا آشكار می‏سازید آگاهترم. و هر كه چنین كند، از راه راست منحرف گشته است.

خداوند در ایه اول سوره ممتحنه مسلمانان را از دوستی با دشمنان خدا بر حذر داشته است و در اواسط ایه دوباره تاكید می فرماید كه اگر مجاهد راه خدا هستید با آنها پیوند دوستی برقرار نكنید. إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ
این ایه كاملاً نشان می دهد كه نظام اسلامی و كسانی كه مدعی تلاش برای بسط عدالت الهی در جهان هستند حق برقراری رابطه دوستی با كسانی كه عملاً با خداوند و بندگان صالح او دشمنی می كنند را ندارند. البته اگر آنان دست از دشمنی بردارند موضوع تفاوت پیدا خواهد كرد. ولی با نظامی مانند اسرائیل غاصب كه اصل تشكیل آن برای چنین دشمنی است نمی توان صلح و آشتی داشت.
تفسیر نمونه، ج‏24، ص: 12

آنها هم در عقیده با شما مخالفند، و هم عملا به مبارزه برخاسته‏اند، و كاری را كه بزرگترین افتخار شما است، یعنی ایمان به پروردگار، برای شما بزرگترین جرم و گناه شمرده‏اند، و به خاطر همین شما را از شهر و دیارتان آواره كردند، با این حال آیا جای این است كه شما نسبت به آنها اظهار محبت كنید، و برای نجاتشان از چنگال مجازات الهی به دست توانمند رزمندگان سپاه اسلام تلاش كنید؟! سپس برای توضیح بیشتر می‏افزاید:" اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت كرده‏اید پیوند دوستی با آنها برقرار نسازید" (إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی)

اگر به راستی دم از دوستی خدا می‏زنید و به خاطر او از شهر و دیار خود هجرت كرده‏اید، و طالب جهاد فِی سَبِیلِ اللَّهِ و جلب رضای او هستید این مطلب با دوستی دشمنان خدا سازگار نیست.
سپس برای توضیح بیشتر می‏افزاید:" شما مخفیانه با آنها رابطه دوستی برقرار می‏سازید، در حالی كه من آنچه را پنهان یا آشكار می‏كنید از همه بهتر می‏دانم"! (تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ) «».بنا بر این مخفی‏كاری چه فایده‏ای دارد با علم خداوند به غیب و شهود.
و در پایان آیه به عنوان یك تهدید قاطع می‏فرماید:" هر كس از شما چنین كاری كند از راه راست منحرف و گمراه شده است" (وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ).

هم از راه معرفت خدا منحرف گشته كه گمان كرده چیزی بر خدا مخفی می‏ماند، و هم از راه ایمان و اخلاص و تقوی كه طرح دوستی با دشمنان خدا ریخته، و هم تیشه به ریشه زندگانی خود زده است كه دشمنش را از اسرارش با خبر ساخته و این بدترین انحرافی است كه ممكن است به شخص مؤمن بعد از وصول به سرچشمه ایمان دست دهد.

منبع : وب سایت منتظران خورشید



طبقه بندی: سبك زندگی جهادی، 
برچسب ها: جهاد در قرآن، منم عمّار، گروه جهادی عمّار، بسیج سازندگی، سبك زندگی جهادی،
ارسال توسط مهدی جنیدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
با توجه به آغاز فعالیت ما و ضعف گروه های جهادی در فضای سایبری،فعالیت ما در كدام زمینه مفید تر است؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

ابزار وبمستر

خرید شارژ

دانلود

قالب وبلاگ