تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی گروه جهادی عمّار - خدمت به مردم

ابزار رایگان وبلاگ

حدیث موضوعی

لک لبیک حسین (ع)

تسلیت باد بر مهدی صاحب الزمان(عج)

 منم عمّار امام خمینی (ره)

ای علمدار کربلا

کربلا اینقدر زیبایی نداشت بی تو و بی ماجرای دست تو

 منم عمّار امام خامنه ای

كارهای مجاهد كارهای جهادی است

هر كاری بكنید دیگر در حیطه جهاد وارد شده‏اید.شما مجاهد هستید،كوشش كنید این جهاد سازندگی را در خودتان ایجاد كنید

 منم عمّار امام خمینی (ره)

كجایند عمّارها

خودِ حضور یك جوان مؤمن و متدین و متشرع در یك مجموعه ی روستائی، در بین جوانان، در بین مردم، مظهر مجسّم آیه ی قرآن است

 منم عمّار امام خامنه ای

«اذا جـــاء نصرالله والفتح»

تا پای جان برای آبادانی ایران تلاش خواهیم كرد

 منم عمّار منم عمّار

ولی امر(مدظله العالی)دستور دادند

خدمت به مردم را كه از بزرگترین عبادات است،سرلوحه كار خویش قرار دهید

Sonic امام خامنه ای

یا قتیل العبرات

ما با یاد تو در راه خدا قدم می نهیم یا حسین

 منم عمّار منم عمّار

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 20 تیر 1392

حلول ماه بندگی را خدمت شما شادباش عرض میکنیم

انشاالله روزه هایتان با خدمت به مردم پیوند بخورد


انسان اجتماعى است و در جمع , استعداش شكوفا مى گردد.

انسانها, همانند سنگهایى نیستنداز یكدیگر بى خبر و با هم بى ارتباط بلكه مانند حلقات یك زنجیره اند كه حیات و قوامشان در گرو پیوستگى و وابستگى است . به همین جهت , در فرهنگ بشرى , همواره , به این مساله توجه گردیده و به تعبیرهاى گوناگون , جامعه انسانى به این سو فراخوانده شده است .اندیشه وران و مصلحان , با بیان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلى و خدمت رسانى دعوت كرده و آن رااز مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.ادیان الهى , كه براساس ارزشهاى فطرى و واقعى استوارند, به این امر عنایت كرده و نقش اساسى را درایجاد و تقویت این روحیه داشته اند و پیامبران و آورندگان پیام الهى , در راس خدمتگزاران جوامع بشرى بوده اند.

در فرهنگ و معارف اسلامى , به این صفت و عمل شایسته سفارش فراوان شده است . دراین دین بزرگ ,ارزشمندترین مردم , سودمندترین آنان است :

خیرالناس انفعهم للناس

براى روشن شدن ابعاد و زوایاى موضوع , بحث را در چند محور پى مى گیریم :

مفهوم خدمتگزارى

خدمتگزارى , مفهوم وسیع و گسترده اى دارد.این واژه , تمام فعالیتهاى مثبت و مفیدانسانها را در زمینه هاى :اجتماعى ,اقتصادى , سیاسى , فرهنگى و معنوى شامل مى شود.این نكته را یادآور مى شویم كه : [خدمتگزارى] غیراز[ انجام وظیفه] است . براى روشنى و وضوح معناى خدمتگزارى , لازم است , مرزاین دو مشخص شود.

كسى كه مسؤولیتى بر دوش دارد, چه در بعد معنوى و چه در بعد مادى , و درازاى كار, مزد دریافت مى كند, خدمتگزار نیست گر چه نتیجه تلاش او در راستاى خدمت به خلق قرار مى گیرد. خدمتگزار, واژه اى است كه با چگونگى عمل و نیت فردارتباط دارد.

البته اگر شخصى در انجام وظیفه اش كوتاهى نكرد و آن را به بهترین وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خویش را در رفع نارسائیهاى زندگى مردم قرار داد و تابع یكسرى مقررات خشك و دست و پاگیرادارى نبود, نام خدمتگزار, بر او زیبنده و شایسته خواهد بود بنابراین , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت مى كند ولى هر خدمتى خدمتگزارى نیست . ۲

معلمى كه علاوه برانجام دقیق وظایف , براى رشد و شكوفایى شاگردان , دل مى سوزاند, عالمى كه علاوه بر تبیین احكام دین , درامور خیر و مسائل زندگى مردم پیشگام است و با مبارزات و فداكاریهایش ,از لذتهاى زندگى چشم مى پوشد, متمكنى كه علاوه برانجان وظایف شرعى , بااموال و دارائیش بانى مراكز سودمند مى گردد و به نیازمندان امداد مى رساند و بالاخره آن رزمند بسیجى كه از ناموس وارزشهاى دینى , عاشقانه به دفاع بر مى خیزد, همه ,از نمونه هاى بارز خدمتگزارى بیشمارند. بدینسان مى یابیم كه در مفهوم خدمتگزارى , گذشت , فداكارى ,ایثار, تحمل سختى و ناگوارى واحساس هبستگى به همنوعان نهفته است .

با توجه به وصعت و گستردگى معناى خدمتگزارى , مى توان آن را به دو بخش عمده تقسیم كرد:


۱. خدمتهاى مادى .

۲. خدمتهاى معنوى .

تاسیس مدارس و موسسات , مراكزامداد تلاشهایى از قبیل : امدادرسانى , ساختن مدرسه , دانشگاه , مسجد, پاك , ورزشگاه و...از مقوله خدمات مادى است .

خدماتى مانند: تعلیم ,ارشاد, پاسدارى از عقیده واخلاق مردم , تبلیغ ازارزشهاى دینى , ستیز با متجاوزان , كوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداكارى و فدا شدن در راه ایمان و عقیده از جمله خدمتهاى معنوى شمرده مى شوند.

اینك كه مقصود مااز به كار بردن واژه خدمتگزارى , دراین مقاله , بیان شد,اشارتى خواهیم داشت به ارزش واهمیت خدمتگزارى و برخى از جوله هاى آن .

اسلام و خدمتگزارى

اسلام , در برنامه ها و تعالیم , بر آن است كه : جمع اندیشى و جمع زیستى سازگار و با هدف را در پیروان خویش ,ایجاد و تقویت كند به گونه اى كه مردمان را[ عیال خدا] بیند. در جهان بینى اسلام ,از یك طرف , مساله خدمت به خلق , مقدمه قرب الهى و نوعى عبادت تلقى شده است واز دیگر سوى , به هراندازه كه انسان در بعد شناخت و معرفت حق تعالى رشد و تكامل پیدا كند, در خدمت به مردم , بیشتر عشق مى ورزد زیرا شیفته حق , خدمت به خلق را جداى از بندگى خالق نمى بیند به همین جهت , در انسانهاى متعاى و فرزانه و آشنایان به جهان بینى اسلامى , حس نوعدوستى و خدمت به خلق و جامعه , بیشتر به چشم مى خورد.

پیامبراكرم[ ص] سودمندى و خدمت به مردم را در كنارایمان به خداوند, معیار و ملاك ارزشمندى انسان دانسته و مى فرماید:

خصلتان لیس فوقهما من البر شى ء:الایمان بالله والنفع لعبادات الله ۳ ... .

ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او, دو خصلت نیك است كه برتر از آن چیزى نیست .

ازاین بیان استفاده مى شود كه اگر عشق و سوز به مردم , كه نمودار محبت به پروردگاراست , بر روح آدمى حاكم گردد و باایمان واعتقاد به خداوند درآمیزد,انسانى خدمتگزار و پرتلاش مى سازد كه هیچ گاه از خدمت به دیگران غفلت نمى ورزد كه بفرموده رسول خدا[ ص] مسلمانى غیر از خدمت به برادران مسلم واهتمام در رفع مشكلات آنان نیست :

من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم ۴ .

در برخى از روایات , خدمتگزارى یك از ویژگیها و مشخصه هاى اصلى مومنان دانسته شده است : یكى از راویان مى گوید:ازامام صادق[ ع] شنیدم كه فرمود:

المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و كیف یكون خدما بعضهم لبعض ؟ قال : یفید بعضهم یعضا ۵ .

امام صادق[ ع] فرمود: مومنان خدمتگزار یكدیگرند. گفتم چگونه ؟ فرمود: به یكدیگر فایده و سود مى رسانند.

اینها و صدها نمونه دیگراز تعالیم دینى دراین زمینه , نشاندهنده پیوندى تنگانگ بین ایمان و خدمتگزارى است .

آنان كه خود را مومن مى پندارند و به پندار خود, براى قرب به خدا, عزلت مى گزینند واز مسوولیتهاى اجتماعى روى بر مى تابانند, با روح تعالیم اسلام بیگانه و در پیشگاه حق , عذرى نخواهند داشت .

امام خمینى , رحمه الله علیه , كه خوداسوه ایمان به خدا و خدمت به خلق بود, در دستورالعملى به فرزندشان , چنین مى نگارند:

[پسرم !... آنچه گفتم بدان معنى نیست كه خود رااز خدمت به جامعه كنار كشى و گوشه گیر و كل بر خلق الله باشى كه این از صفات جاهلان متنسك است , یا درویشان دكان دار... پسرم !از زیر بار مسؤولیت انسانى كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است شانه خالى مكن كه تاخت و تاز شیطان دراین میدان , كمتراز تاخت و تاز در بین مسؤولین و دست اندكاران نیست] ۶ .

محدوده خدمت

ممكن است این سئوال پیش بیاید كه آیا خدمت , مطلقا,ارزش ذاتى دارد؟ در هر جا و به هركس كه خدمت بشود پسندیده و مورد ستایش است ؟ یا خدمت مسلمانان به یكدیگر, در جامعه اسلامى است كه داراى ارزش و اهمیت است ؟

از نظراسلام , خدمت به مردم به تعبیر روایات[ ناس] , عملى است مطلوب و شایسته . پیامبراكرم[ ص] فرمود:

راس العقل بعدالدین انوددالى الناس واصطناع الخیرالى كل بر و فاجر ۷ .

پس ازایمان به خداوند, سرآمد تمام اعمال عاقلانه , بشر دوستى و نیك به مردم است چه خوب و درستگار باشند و چه فاسق و گناهكار.

آنان كه بسان خورشید بر نیك و بد مى تابند و بخل وامساكى دراین جهت ندارند, بى شك خدمتگزار بشرند واز پاداش خداوند نیز بهره مند.

امام موسى بن جعفر( ع ) فرمود:

ان لله عبدا فى الارض یسعون فى حوائج الناس هم الامنون یوم القیامه ۸ .

خدا را در زمین بندگانى است كه در برآوردن نیازمندیهاى مردم تلاش مى كنند.ایشان , در قیامت درامنیت وامان قرار دارند.

این گونه روایات , خدمت را, مطلقا,ارزش دانسته و محدودیتى در آن قائل نشده است روایات فراوان دیگرى نیز داریم كه در آنها قید خدمت به مومن آورده شده كه به برخى از آنهااشاره خواهیم كرد.از مجموع این دو گروه از روایات چنین به دست مى آید كه خدمت رسانى مساله اى است كه داراى ارزش ذاتى و همانگونه كه خدمت به مومن ازارزش والایى برخورداراست , خدمت به غیر مومن نیزارزش است .

جلوه هاى خدمتگزارى

خدمتگزارى با عناوین و تعبیرات گوناگون در منابع دینى , مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است كه هر كدام به گونه اى مساله خدمت به مردم را درابعاد مختلف , مطرح مى سازد, كه در مجموع , همه , جلوه هاى یك حقیقتند. دراین باره , به ذكر چند عنوان اشاره مى كنیم و یادآور مى شویم كه : ذكراین عناوین , جداى از یكدیگر, به معناى استقلال و عدم تداخل آنها نخواهد بود.

الف . سودمندى و نفع رسانى

در بسیارى از روایات , خدمت به خلق و سودرسانى به آنان , عامل ارزشمندى انسان , به شمار آمده است . پیامبراكرم[ ص] , در پاسخ این سوال كه محبوبترین افراد, پیش خداوند چه كسانى هستند؟ فرمود:

انفع الناس للناس ۹ .

یا در وصف مومن مى فرماید:

مثل المومن مثل النخله مااخذت منها من شى نفعك ۱۰ .

شخص باایمان , همانند درخت خرمااست كه هر چه از آن برگیزى سودمند و مورد,استفاده است .

از آنجا كه انسان باایمان , براساس حق و حقیقت زندگى مى كند, نمى تواند جز نفع رسانى , روش دیگرى را پیش گیرد. نفع رسانى جزء مقومات ایمان او به شمار مى آیدازاین روى , قرآن مجید[ حق] و طرفدارانش را,از آن نظر كه نافع و سودمندند براى دیگران , جاوید و ماندگار خوانده است :

... واما ماینفع الناس فیمكث فى الارض ۱۱ ...

بنابراین , سراپاى زندگى انسان معتقد به خدا و روز واپسین رااین ویژگى تشكیل مى دهد كه در هر موقعیتى قرار بگیردو به هر درجه اى كه رسد براى مردم و در خدمت آنان است .امام صادق[ ع] در ذیل آیه شریفه [وجعلنى مباركااینما كنت] ۱۲ فرمود :[ اى نفاعا] ۱۳ . !

بدینسان مى یابیم كه مومن ,انسانى است مبارك , پرخیر و پرسود براى دیگران و لازمه خصلت , خدمتگزارى وى نسبت به همنوعان است .

ب : برآوردن نیازها

گرهگشایى , حل مشكل دیگران و برطرف نمودن نیازهاى مادى و معنوى مردم , جلوه هاى دیگرى از خدمتگزارى هستند كه مورد سفارش اسلام مى باشند. برخوردارى ازاین ویژگى , توفیقى است كه خداوند نصیب بندگان نیكش مى سازد. در حقیقت , نیازمندى كه به انسان روى مى آورد, رحمت و هدیه اى الهى است كه بایداز آن استقبال گردد.امام حسین[ ع] مى فرماید:

ان حوائج الناس الیكم من نعم الله علیكم فلا تملواالنعم ۱۴ .

نیازهاى مردم (كه شما براى حل آنان اقدام مى كنید)از جمله نعمتهاى خداونداست براى شما.از مراجعه مردم به خودتان اظهار ملالت و دلتنگى نكنید.

انسان اگر بتواند حاجت و نیاز كسى را بر طرف كند, ولى در آن كوتاهى بورزد, گویا نعمتى را ناسپاسى كرده واز فیض و رحمت خداوند روى برتابیده و در نتیجه به خود, ظلم و ستمى را روا داشته داست . امام كاظم(ع) مى فرماید:

من اتاه اخوه المومن فى حاجه فانما هى رحمه من الله ساقهاالیه , فان فعل ذلك فقد وصله بولایتنا و هى موصوله بولایه الله عزوجل وان رده فقد ظلم نفسه واساءالیها ۱۵ .

آن كه برادر دینیش نیازى پیش او مى برد, آن نیاز رحمتى است الهى كه خداوند به سوى او فرستاده است .اگر آن نیاز را برآورد, به ولایت ما رسیده و ولایت ما نیز به ولایت خداوند پیوسته است واگر آن نیاز را رد به خود ستم كرده و بدى رسانده است .

روشن است كه : [ قضاء حوائج الناس] و برآوردن نیازهاى مردم هرگونه اقدام مثبت و خیرخواهانه در مسائل مادى و معنوى را شامل مى شود بنابراین , همانگونه كه چراغى را فرا راه مردم برافروختن , نابینایى را دست گیرى كردن یتیمى را سرپرستى و نوازش نمودن خدمت و برآوردن نیاز به شمار مى آید, همچنین گمراهى را هدایت كردن , جاهلى راارشاد نمود و منحرفى را به راه آوردن نیز,از مصادیق بارز خدمتگزارى است . دراین باره نمونه هاى فراوانى در كتب احادیث به چشم مى خورد, تا آنجا كه براى این عنوان , باب مستقلى گشوده است . ۱۶

ج . یارى به دیگران

از جلوه هاى خدمتگزارى , یارى به دیگران است . یارى در مسائل و مشكلات زندگى , بویژه در بعد مالى واقتصادى , كه از آن در فرهنگ اسلامى , تعبیر به[ مواسات] شده است .

در معناى واژه مواسات گفته اند:

[مواسات (با همزه ) با برادران دینى , عبارت است از یارى رساندن به آنان , با مال و جان و مانند آن , در چیزهایى كه به آن نیازمندند و مواسات (با واو) هم در لغت به همین معنى به كار رفته است] ۱۷ .

دراهمیت این عملسخن فراوان است . پیامبر اكرم(ص) كمك رسانى به برادران دینى را (مواساه الاخ فى الله )از بهترین و سرآمدترین كارها (سیدالاعمال ) شمرده است ۱۸ . در سیره و روش آن حضرت برترى و فضیلت از آن كسانى بود كه داراى این صفت باشند.

... اعظمهم عنده منزله احسنهم مواساه و موازره ۱۲ .

اگر جامعه اسلامى را مانند پیكر واحدى بدانیم ,اعضاى این پیكر ارتباطى حیاتى و سرنوشت ساز, با یكدیگر دارنداختلال و كم كارى در یك عضو, عامل به هم خوردن تعادل بدن خواهد شد. دراین هنگام , بقیه اعضا باید به كمك آن عضو بشتابند و به او یارى دهند تا نظم و تعادل به بدن برگردد و حیات و زندگى ممكن شود.این حقیقت , در سطح جامعه اسلامى نیز باید پیاده شود.اگر نیازمندى به عللى نتوانند خود را همپاى دیگران قرار دهد, شایسته است دیگران به او یارى دهند تا عدالت و تعادل اجتماعى در جامعه محقق گردد.امام صادق[ ع] ایجاد مواسات را به عنوان حق افراد جامعه اسلامى بر یكدیگر بیان فرموده است :

یحق على المسلمین الاجتهاد فى التواصل والتعاون والتعاطف و المواساه لاهل الحاجه و تعاطف بعضهم على بعض ۲۰ .

مسلمانان موظفند در راه پیوستگى و كمك نسبت به نیازمندان كوشا و جدى باشند,از عواطف اخلاقى و كمكهاى مالى مضایقه نكنند به هنگام گرفتارى و نیاز, یار و یاور هم باشند.

بر واحسان

بر, به معناى گستردگى انجام كار نیك است . هرگونه اقدامى كه به گونه اى در راستاى خدمت مردم و جامعه قرار بگیردامعه و مردم را به سوى خیر و نیكى فرا خواند,از مصادیق[ بر]است .

بر و نیكى و نیكوكارى ,این نیست كه انسان وظایف فردى و عبادى خود را به بهترین شیوه انجام دهد واز سرنوشت دیگران بى خبر باشند بلكه آن انسانى نیكوكاراست و در ردیف ابرار, قرار دارد كه همپاى انجام اعمال عبادى فردى , به وظایف اجتماعى و تعاون و خدمت به دیگران نیز, توجه داشته باشد:

لیس البران تولوا وجوهكم قبل المشرق والمغرب و لكن البر من آمن بالله والیوم الاخر والملائكه والكتاب والنبیین و آتى المال على حبه ذوى القربى والیتامى والمساكین وابن السبیل والسائلین و فى الرقاب وافام الصلوه و آتى الزكوه والموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فى الباساء والضراء و حین الباس ۲۱ ...

نیكى آن نیست كه روى خود, به جانب مشرق و مغرب كنید بلكه نیكوكار كسى است كه به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و كتاب خدا و پیامبران ایمان آورد و مال خود را, با آن كه دوستش دارد, به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و در بند ماندگان ببخشد و نماز بگزارد و زكات بدهد واینان چون عهدى مى بندند بدان وفا مى كنند و در بینوایى و بیمارى و به هنگام جنگ , صابرند.

پرواضح است , كسى مى توانداز مال و ثروت بگذرد واز آن در راه خدمت به مردم , بهره گیرد كه از پشتوانه ایمانى و عقیدتى استوارى برخوردار واز ناخالصیها پیراسته باشد. همراه باایمان وانجام فرایض دینى به خدمات اجتماعى دست یازیده و در زمره نیكان وابراز قرار مى گیرد.

ازامام صادق[ ع] نقل شده است :

... من خالص الایمان البر بالاخوان والسعى فى حوائجهم فى العسر والیسر ۲۲ .

نیكى به برادران دینى و تلاش و جدیت براى رفع مشكلات آنان , در تمام زمینه ها و در هر شرایط برخاسته ازایمان خالص است .

بدینسان مى یابیم كه[ بر] و نیكوكارى یكى از شاخه هاى مهم اخلاق اجتماعى انسان است كه منشا و ریشه همه خدمات و نیكیها به شمار مى رودازاین روى ,امام على (ع) مى فرماید:

جماع الخیر فى اعمال البر ۲۳ .

احسان , نیز هم افق با براست احسان هر خدمتى را كه براى مردم انجام گیرد و در برابر آن انتظار پاداشى نباشد, شامل مى شود. مرحوم علامه طباطبائى مى فرماید:

الاحسان الى الغیر... هوایصال خیراونفع الى غیر لاعلى سبیل المجازاه والماقبله ,ان یقابل الخیر باكثر منه و یقابل الشر باقل منه و یوصل الخیرالى غیر متبرعا به ابتداء ۲۴ .

احسان به دیگران ... نفع و نیكى رساندن به آنان است , بدون انتظار پاداش مقابل .

از مصادیق احسان است : جبران نیكى دیگران , به گونه اى فزونتر و شایسته تر و برخورد با بدى آنان , در مرتبه اى نازلتر و بالاخره , خدمت ابتداءا و بى انتظار پاداش .

احسان یكى ازاصول اساسى ارزشها در جامعه اسلامى است و خداوند در قرآن همگان را به انجام آن فرمان داده است :

ان الله یامر بالعدل والاحسان وایتاء ذى القربى ۲۵ ...

پیامبراكرم[ ص] این یه را در بردارنده و جامع تمام ارزشها دانسته است :

جماع التقوى فى قوله :ان الله یامر ۲۶ ...

روشن است كه اگر بنیاد جامعه اى بر پایه عدل واحسان و كمك به خویشان استوار گردد و خدمتگزارى در آن پدیدار شود, آن جامعه ,از ارزشهاى زیربنایى واساسى برخوردار خواهد بود.ازاین كه در آیه فوق[ احسان] پس از[ عدل] ذكر شده است ,استفاده مى شود كه در مفهوم احسان یك نوع گذشت از حق شخصى وایثار نهفته است .

به همین جهت على[ ع] سرآمدترین جزءایمان رااحسان و آخرین مرتبه احسان راایثار دانسته است :

راس الایمان الاحسان الى الناس ۲۷ .

الایثار غابه الاحسان ۲۸ .

انگیزه ها در خدمتگزارى

خدمت امرى است پسندیده اما آنچه ارزش آن را بالا مى برد و یااز ارزشش مى كاهد,انگیزه هایى است كه خدمت براساس آنها شكل مى گیرد. برخى از هدف انگیزه خدمتشان احساس نوعدوستى وانسان گرایى است .اینان , بر این باورند كه خدمت , مرز, نژاد, عقیده ,ایمان و... را نمى شناسد بلكه هر جاانسانى یافت شود كه مى توان به او خدمت كرد, باید سراغش رفت . صاحبان این تفكر,اصل خدمت را ملاك و معیار مى گیرنداما به متعلق آن كارى ندارند.

البته این طرز تفكر, در حد خودش , در خور ستایش است اما كامل نیست .

انگیزه برخى از مردم , در خدمت رسانى , یك نوع داد و ستداست یعنى قدمى بر مى دارند تا قدمى برایشان برداشته شود. دراین بینش محور خدمت , جلب خدمتگزارى !ازارزشى برخوردار نیست زیرا نه انگیزه مردمى در آن وجود دارد و نه احساس نوعدوستى .

اینان خدمت مى كنند, تا به نام و نانى برسند شهرت و مقامى بدست آورند یا به اغراض واهدف سیاسى و مانند آن دست یابند عشق و علاقه به اصل خدمت ندارند بلكه انگیزه اساسى آنان مقاصداجتماعى و دنیایى است !

برخى ازافقى بالا به انسانها مى نگرند و در بینش , آنان , همه مردم [عیال] خداوندند. خدمت به خلق در تفكر واندیشه اینان , نوعى عبادت و تقرب به پروردگاراست . كار و خدمت صاحبان این فكر, هم حسن فاعلى دارد و هم از حسن فعلى , برخورداراست . به عقیده ایشان تنها مفید بودن عمل كافى نیست بلكه باید فاعل نیز, نیت و هدف خیر داشته باشد. صاحبان این نظر مى كوشند كه ضمن مفید شكل عمل , روح معنویت را نیز بر آن حاكم سازند, تا ثمره این حركت خیرخواهانه , آنان رااز منزل خودخواهى و هواپرستى خارج و منزل صفا واخلاص برساند .

پیدایش این نگرش , تنها در سایه تفكر دینى و جهان بینى الهى ممكن است . در مقام ارزشگزارى خدمتها, خدمت نشات گرفته ازاین جهان بینى , ازارزشمندترین آنها به شمار مى رود به همین جهت , در فرهنگ دینى , عمل و خدمتى مایه ارزش و عامل كمال آدمى است كه انگیزه انجامش , قرب و رضایت خداوند باشد.

آفات خدمتگزارى

خدمتگزارى , مانند هر عمل دیگرى , ممكن است در حین انجام و یا پس از آن , گرفتار آفات گردد بدین شرح :

۱. منت و آزار

چه بسا خدمتى در مرحله انگیزه و صحنه عمل , صحیح و خدایى انجام پذیرداز لحاظ شكل و قالب به شایستگى به فرجام برسد ولى پس از اتمام , گرفتار آفت و به ضدارزش تبدیل شود. مانند: بذرى كه در زمین آماده پاشیده مى شود و به محصول دهى هم مى رسد,اما پیش از بهره بردارى , دچار آفت مى گردد.

منت , همه جا محكوم است منت , نیشى است كه نوش خدمت رااز بین مى برد. خداوند, ضمن فرمان به انجام صدقه وانفاق ,از هرگونه عملى كه ارزش و مقدار آن را نابود سازد نهى مى كند:

لاتبطلوا صدقاتكم بالمن والاذى ۲۹ ... على (ع) خطاب به مالك , و همه دولتمردان , هشدار مى دهد كه مبادا خدمات عمومى و فعالیتهاى مردمى را با منت و... آلوده سازند:

ایاك والمن على رعیتك باحسانك اوالتزید فیما كان من فعلك اوان تعدهم فتتبع موعدك بخلفك ... فان المن یبطل الاحسان ۳۰ .

بپرهیز كه با نیكى خود بر رعیت منت بگذارى , یا آنچه كرده اى بزرگ شمارى یا آنان را وعده اى دهى و در وعده خلاف آرى , كه منت نهادن ارج نیكى را ببرد.

دراین راستاست كه امام سجاد[ ع] یكى از مكارم اخلاق را خدمت بى منت دانست واز خداوند طلب مى كند:

واجر للناس على یدى الخیر و لاتمحفه بالمن ۳۱ .

خدایا! خیر و نیكى و خدمت را به دست من روان ساز و آن را به منت نهادن تباه مساز.

روشن شد كه اسلام , به ارزشهاى اجتماعى اشخاص و حیثیت مردم تاكید مى ورزد و هر خدمت و كارنیكى را كه ارزشها و موقعیت افراد را نادیده بینگارد, طرد و مهرابطال بر آن مى زند.

۲. ریا و شهرت طلبى

هر عملى و خدمتى , صاف و خالص آن از جایگاه ارزشى برخورداراست . خدمتى كه براى آوازه و زیبا جلوه دادن اعمال و رفتار و خوش نامى عرضه گردد, آلوده است و در پیشگاه حق غیرمقبول .این آفت , روح عمل را مى میراند و آن را قالبى بى محتوى جلوه مى دهد.

قرآن مجید, به انفاق و خدمات عمومى و مردمى تاكید مى كند ولى اعمال برخاسته از شهرت طلبى را نمى پذیرد و آن را ناشى از عدم اعتقاد به خداوند و روز جزا مى داند.

كالذى ینفق ماله رثاءالناس و لایومن بالله والیوم الاخر فمثله كمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فتركه صلدا, لایقدرون على شى ء مما كسبوا ۳۲ .

اى ایمان آورندگان ! همانند آن كه اموال خود رااز روى ریا و خودنمایى انفاق مى كند و به خداوند و روز قیامت ایمان ندارد... مباشید زیرا, فرجام او فرجام آن كوه خاراست كه بر روى آن قشرى از خاك متراكم را به صورت بوستان و كشتزارى پرثمر پرورده باشند و باران دانه درشتى سیل آسیا ببارد و قشر خاك را بلغزاند و در هم بپیچد كه جز صفحه خاراى صاف و براق بر جاى نماند و كشتكار,از مزرعه و بوستانى كه پرورده , چیزى به دست نیاورد.

۳. زیاده روى

دراعمال و رفتار,اعتدال بایسته است و خروج ازاعتدال و راه میانه , تباهى آور و آفت زا.

اسلام در همه برنامه هاى فردى واجتماعى ,اصل میانه روى را پذیرفته و به پیروانش سفارش نموده است . با دوستیها, تشریفات ,اسراف و تبذیرها كه در پیرامون خدمات و كارهاى خیرانجام مى گیرد. موردامضاى اسلام نیست واز آن نهى شده است در خدمات عمومى و مردمى , باید كوشش شود كه این آفت بنیاد برافكن راه نیابد.

اسراف و تبذیر در هر كجا كه راه یابد, تباهى آفرین است و عمل را, هر چند مقدس وارزشمندازاوج به حضیض مى آورد و چه بسا, تبدیل به ضدارزش مى كند. قرآن , ضمن تاكید و تشویق به انفاق و هرگونه كار نیك اجتماعى , به این نكته نیزاشاره مى كند:

والذین اذاانفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواما. ۳۳

هم آنان كه چون انفاق كننداز حد لازم عدول نكنند و كوتاه هم نیایند بلكه در میان افراط و تفریط, حداعتدال را در پیش گیرند, كه قوام زندگى رااز دست ندهند.

در همین باره :

ولاتجعل یدك مغلوله الى عنقك ولاتبسطها كل البسط ۳۴ .

نه دست خود رااز روى خست برگردن ببند و نه به سخاوت یكباره بگشاى ...

آنچه بیان شد, نگاهى بود گذرا به برخى از آفتها و ضدارزشها در خدمتگزارى .البته دراینجا ناگفته بسیاراست و ذكر مصادیق و موارد بى شمار كه مجالى دیگر مى طلبد.

حكومت و خدمت

آنچه تاكنون درباره خدمتگزارى ,اهمیت و جلوه هاى آن نگاشتیم , بیشتر, بر محور خدمتهاى فردى و مردمى تاكید داشت اما بخش عمده و اساسى خدمتگزارى , خدمت دولتها و حكومتهاست زیرا آنهااز سویى منابع ملى و ثروتهاى عمومى را دراختیار دارند واز سوى دیگر,از امكانات اجرایى و راههاى به كارگیرى آن برخوردار. دراین بخش دو مطلب را یادآور مى شویم :

۱. خدمتگزارى دولتمردان وارزش آن .

۲.ایجاد روحیه و زمینه خدمتگزارى توسط آنها.

پیش از آن كه به بررسى این بحث بپردازیم ذكر نكته اى ضرورى مى نماید:

فرهنگ حكومتها, نقش زیربنایى در خدمتگزارى و عدم آن دارد. در حكومتهاى طاغوتى[ فرهنگ منیت] حاكم است . در نقطه مقابل , حكومتهاى الهى واسلامى قرار دارند. كه فرهنگشان[ فرهنگ عبودیت] است .

در بینش سردمداران طاغوتى , همه چیز بر محور[ من] واشباع شهوات و غرایز شخصى دور مى زند و شكل مى گیرد. چنین حاكمانى , تنها به منافع و تامین خواسته هاى خویش را مى اندیشند.

مردم در نظراینان ,از شخصیت و هویت مستقل وانسانى برخوردار نیستند وازاین روى از هر عاملى كه پایه هاى قدرت آنان را استوار سازد, سود مى جویند گر چه به قیمت فدا شدن ملت و جامعه تمام شود.

در بینش دولتمردان اسلامى , جز كار و خدمت مخلصانه و صادق , چیز دیگرى مطرح نیست .این جاست كه[ تشنگان قدرت از شیفتگان خدمت] جدا مى شوند در منابع اسلامى , به حاكمان و دولتمردان كه با قوانین اسلام بر مردم حكومت مى كنند, سفارش شده است كه همواره كانون مهر و خدمتگزارى مردم باشند.

على[ ع] به فرماندار مصر چنین توصیه مى كند:

واشعر قلبك الرحمه للرعیه للرعیه لهم واللطف بهم ولاتكونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اكلهم , فانهم صنفان امااخ لك فى الدین واما نظیر لك فى الخلق ۳۵ .

و مهربانى بر رعیت را براى دل خود پوششى گردان و دوستى ورزیدن با آنان را و مهربانى كردن با همگان . و مباش همچون جانورى شكارى كه خوردنشان را غنیمت شمارى ! چه رعیت دو دسته اند! دسته اى برادر دینى تواند و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند.

اگر محور مسؤولیت پذیرى , عبودیت حق و خدمت به مردم باشد, هیچ گاه حكومت و ریاست , به صورت هدف و طعمه در نمى آید بلكه امانتى است در اختیار حاكم .

على (ع) دراین باره مى فرماید:

ان عملك لیس لك بطعمه فى عنقك امانه وانت مسترعى لمن فوقك . لیس لك ان تفتات فى رعیه ۳۶ ...

كارى كه به عهده توست نانخورش تو نیست بلكه بر گردنت امانتى است . آ كه تو را بدان گمارده , نگهبانى امانت را به عهده ات گذارده . تو را نرسد كه آنچه خواهى به رعیت فرمایى .

حكومت اسلامى , باید در راس برنامه ها واهدافش خدمت به مردم قرار بگیرد و بكوشد كه در مردم روحیه خدمتگزارى ایجاد بكند و آنان را به سمت كارهاى اساسى و سازنده جذب نماید. طبعا, چنین امرى , طرح و برنامه دقیق و زمینه سازى مناسب را مى طلبد.

اینك اشارتى كوتاه به عوامل موثر درایجاد روحیه خدمتگزارى :

۱. تبلیغات

تبلیغات , نقش عمده اى در تشویق و ترغیب خدمتگزارى مردم براى خدمتگزارى دارد.

دولت , علاوه برایجاد روحیه خدمتگزارى در مردم , مى بایست , خدماتى كه براى مردم انجام مى دهد, صادقانه با آنان در میان بگذارد. طرحها و برنامه هایى كه امكان دارد مردم دراجراى آن نقشى داشته باشند, به آنان ابلاغ كند.

براى اطمینان مردم به دولتمردان , ضرورى است ازاخبار مبالغه آمیز و گزافه گوییها در زمینه بیلان خدمات و وعده هایى كه رسیدن به آنها, به زودى , میسور نیست ,اجتناب شود.

در دستورالعمل سیاسى اجتماعى مولا, على[ ع] مى خوانیم :

ایاك ...ان تعهدهم فتبع موعدك بخلفك .... والخلف یوجب المقت عندالله و عندالناس ... وایاك والعجله بالامور قبل اوانها.... ۳۷

بپرهیزازاین كه مردم را وعده اى دهى و در وعده خلاف آرى ... زیرا خلاف وعده , خشم خدا و مردم را برانگیزاند... و بپرهیزاز شتاب در كارهایى كه هنگام انجام آن نرسیده است .

بر مدیران و مسوولان كشوراست كه هر كارى را به هنگام آن بگزارند وازاعلام واظهار طرح و برنامه اى كه شرایط آن فراهم نیست احتراز نمایند.امام جواد[ ع] فرمود: [ اظهارالشى ء قبل ان یستحكم مفسده له . ۳۸ ]

۲. ضرورت تشویق و تنبیه

مساله دیگر كه درایجاد زمینه و روحیه خدمتگزارى موثراست , تشویق و تنبیه بجا و بموقع است . حكومت اسلامى نباید خدمت و خیانت را یكسان ببیند و با نیك و بد, برخورد مساوى داشته باشد زیرااین گونه برخورد,زمینه خدمتگزارى را در مردم از بین مى برد.

امیرالمومنین[ ع] مى فرماید:

و لا یكونن المحسن وامیسى عندك بمنزله سواء, فان فى ذلك تزهیدا لاهل الاحسان فى الاحسان , و تدریبا لاهل الاساءه على الاساءه ... ۳۹

و مبادا نكوكار و بدكردار در دیده ات برابر آید كه آن , رغبت نكوكار در نیكى كم كند و بدكردار را به بدى وادار نماید.

۳.انتخاب كارگزاران صالح

دولت و حكومت اسلامى وقتى موفق به ارائه خدمات وایجاد جو و فضاى خدمتگزارى خواهد بود كه از مدیرانن و كارگزاران شایسته و واجد شرایط برخوردار باشد.انتخاب صحیح در كاراجرایى ویژه در كارهاى كلیدى , مهمترین مساله براى زمامداران است .

بازسازى مراكز خدمت رسانى و مدیریت كشور و پاكسازى آنهااز عوامل ناسالم و ناشایسته , عامل مهمى درایجاد زمینه خدمتگزارى دولت و مردم به شمار مى آید.

به فرموده على(ع) :

ان نشر وزرائك من كان لاشرار قبلك وزیرا و من شركهم فى الاثام فلایكون لك بطانه فانهم اعوان الاثمه واخوان الظلمه ۴۰ .

بدترین وزیران تو, كسى است كه پیش تو وزیر بدكاران بوده و آن كه در گناهان آنان شركت نموده . پس مبادا چنین كسان محرم تو باشند كه آنان یاوران گناهكارانند و ستمكاران را كمك كار.

سپس حضرت به ویژگیهاى نیروهاى جایگزین اشاره نموده و براین نكته یادآور مى شودكه :

تلاش كن از كسانى كه نظام و حكومت استفاده كنى كه تخصص و تعهدشان محرز و مسلم شده باشد: ۴۱

... وانت واجد منهم خیرالخلف ممن له مثل آرائهم ونفاذهم ولیس علیه مثل آصارهم واوزارهم , ممن لم یعاون ظالما على طلمه ولا آثما على الثمه .اولئك احف علیك موونه اواحسن لك معونه واحنى علیك عطفا واقل لغیرك ایفا فاتخذ اولئك خاصه لخلواتك و حفلاتك ...

و تو جانشینى بهترازایشان خواهى یافت كه در راى و گذاردن كار چون آنان باشد, و گناهان و كردار بد آنان را بر عهده ندارد, آن كهستمكارى را در ستم یار نبوده و گناهكارى را در گناهش مددكار. بار اینان بر تو سبكتراست و یارى ایشان بهتر و مهربانى شان بیشتر و دوستى شان با جز تو كمتر. پس اینان را خاص خلوت خودگیر و در مجلسهایت بپذیر.

۴.ایجاد جواعتماد وامنیت

ایجادانگیزه خدمت و گسترش آن در بین مردم , فضاى مناسبى را مى طلبد. دولت , مى توانداین نقش را داشته باشد و زمینه هاى مناسب را, براى عرضه خدمت از سوى مردمان خدمتگزارایجاد كند,از جمله :اعتماد به مردم و بهاى لازم به كار آنان .این امر سبب مى گردد كه مردم با عشق و علاقه به خدمات عمومى روى بیاورند و بسیارى از نابسامانیهاى اجتماعى را سامان دهند و جامعه را به عطر دل انگیز خدمت و كمك به همنوع معطر كنند.این جواعتماد, بسیارى از بدگمانیها رااز بین مى برد و در نهایت رنج و مشقت دولت را دراداره جامعه مى كاهد.

:به فرموده امیر مؤمنان

... فلیكن منك فى ذلك امر یجتمع لك به حسن الظن برعیتك فان حسن الظن یقطع عنك نصبا طویلا ۴۲ ...

پس رفتار تو چنان باید كه خوش گمانى رعیت برایت فراهم آید, كه این رنج دراز رااز تو مى زداید.

روحانیان و خدمتگزارى

در طول تاریخ , خدمتگزاران فراوانى بوده اند كه دست به خدمات ارزنده و چشمگیرى زده اند وجودشان مایه بركت و خیر براى مردم بوده است . اموال و ثروتهایى كه به عنوان[ موقوفه] در حوزه فرهنگ اسلامى دیده مى شود گوشه اى ازاین خدمتهاى ماندگاراست . بناهاى خیریه , مساجد, تكایا, پلها و بسیارى از تاسیسات عام المنفعه دیگر, دلیل آن است كه همواره انسانهاى خدوم و خدمتگزار در جامعه بوده اند كه وجودشان منشا آثار و خدمات مفید و مردمى گردیده است . چهره هایى كه عمر خود را در پى كسب ابتكار واختراع و بذل دانش و شكوفایى استعدادها گذاشتند و به مردم و جامعه خدمت كردند.

عالمان راستین و درد آشنایى كه خدمتگزارى با روح و جانشان آمیخته گردیده و علاوه برانجام وظیفه , پیدایش حادثه و ضرورت ایثار, در كنار مردم و با مردم بوده اند.

مردم , روحانیان را خدمتگزاران بى منتى مى شناسند كه در تاریخ منشا بركات و خدمات فراوانى بوده اند.

اهل علم ,از متن مردم و جامعه برخاسته و با آنان در تكالیف اجتماعى شریك و همقدم بوده است .

اینان به آموخته هاى علمى واعمال فردى بسنده نكرده اند, بلكه كوشیده اند كه همواره رهایى بخش و خدمتگزار دیگران باشند.

صاحبدلى به مدرسه آمد زخانقاه
بشكست صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود
تااختیار كردى از آن این طریق را
گفت این گلیم خویش بدر مى برد زموج
وین جهد مى كند كه بگیرد غریق را

اگر در روایت مى خوانیم :

[برترى عالم برعاید, چون برترى ماه تابان بر سایر ستارگان است . ۴۳ ]

بدین خاطراست كه عالم دینى ,ارشاد و راهنمایى مردم را, در راس كارها قرار داده و به خدمات اجتماعى نیز دست مى یازد.

چه زیباست جامعه اى كه رهبران فكرى و عالمان دینى آن پیشگامان خدمت نیز باشند. به فرموده عیس مسیح(ع) :

ان احق الناس بالخدمه العالم ۴۴ .

لایقترین افراد براى خدمتگزارى عالمانند.

اینان هستند كه با حضور در میان توده ها, دردها و نیازها را مى شناسند.ارتباط تنگاتنگ با مردم دارندازاین روى , مى توانند گره گشاى مشكلات آنان باشند.

پیامبراكرم[ ص] درباره این عالمان مى فرماید:

نعم الرجل الفقیه العالم ان احتیج الیه نفع ۴۵ ...

نیك انسانى است , آن عالم فقیهى كه سودمند و خدمتگزار مردم باشد.

شایسته است حوزویان باالگو قرار دادن پیامبر عظیم الشان و عالمان خدمتگزار, در میدانهاى خدمت رسانى پیشتاز باشند.

بویژه دراین زمان كه برخى از آنان در[ مجارى امور] واداره جامعه دستى دارند و مسولیتهاى كلیدى واساسى به آنان واگذار شده است .

امروز, میدان تحقق آمال و آرزوهاى مردم فراهم شده است . آنان چشم دوخته اند كه حوزویان ازاین قدرت وامكانات چگونه بهره مى گیرند و چه خدماتى ارائه مى دهند. پس شایسته است كه حوزویان ,این زمینه مناسب را غنیمت بشمرند و در عمل چهره حوزه را, كه همواره داعیه خدمت به مردم را داشته است , به مردم بشناسانند و بكوشند كه از حوزه خدمتگزارى براى مردم پا را فراتر و یا فروتر ننهند.

پر واضح است كه اگر خدمت از هركس پسندیده است ,ازاهل علم زیبنده تر و زیباتراست .

در پایان , به فرازى از سخنان امام خمینى , رحمه الله علیه , كه خورشید وجودش ازافق حوزه نمایان گشت و شعاعش همگان را فرا گرفت و دراین راه هستى اش را فدا ساخت , گوش جان مى سپاریم . به امید آن كه راه و كلام اوالگوى رفتار و گفتارمان گردد:

[تا حیات دارم خدمتگزار همه هستیم : خدمتگزار ملتهاى اسلامى , خدمتگزار ملت بزرگ ایران , خدمتگزار دانشگاهیان و روحانیون , خدمتگزار همه قشرهاى كشور و همه قشرهاى كشوراسلام و همه مستضعفین] ۴۶ .


پاورقى:

۲. از روح حاكم بر فرهنگ اسلامى در مسائل اجتماعى و مردمى به این مفهوم از خدمتگزارى مى رسیم و همچنین از روایاتى كه در جلوه هاى خدمتگزارى آورده ایم این معنى كاملا به دست مى آید. ۳. بحارالانوار, ج ۷۴.۱۳۷. ۴. همان مدرك ,ج ۷۱.۳۳۷. ۵. اصول كافى ج ۲.۱۶۷. ۶. نقطه عطف , نامه امام خمینى به احمدآقا خمینى , .۱۶. ۷. مستدرك , چاپ قدیم , ج ۲.۶۷. ۸. بحارالانوار, ج ۷۱.۳۱۹. ۹. بحارالانوار, ج ۷۱.۳۱۹. ۱۰. میزان الحكمه , ج ۲.۵۳۸.

۱۱. سوره رعد آیه ۱۷.

۱۲. سوره مریم , آیه ۳۱. ۱۳. بحارالانوار, ج ۷۱.۳۴۱.

۱۴. همان مدرك ,.۳۱۸.

۱۵. همان مدرك ,.۳۱۳.

۱۶. بحارالانوار, ج ۷۱.از۲۸۳ تا ۳۴۲. ۱۷. اصول كافى , ج ۲.۱۴۵, پاورقى .

۱۸. بحارالانوار, ج ۷۱.۳۹۲.

۱۹. سنن النبى , علامه طباطبائى , .۱۶.

۲۰. اصول كافى , ج ۲.۱۷۵.

۲۱. سوره بقره , آیه ۱۷۷.

۲۲. بحارالانوار, ج ۷۱.۳۱۷.

۲۳. فهرست غررالحكم , .۳۳.

۲۴. المیزان , ج ۱۴.۳۳۲.

۲۵. سوره نحل , آیه ۹۱.

۲۶. تفسیر نمونه , ج ۱۱.۳۷۲.

۲۷. غررالحكم , ج ۴.۵۲.

۲۸. همان مدرك ,ج ۱.۱۰۵.

۲۹. سوره بقره , آیه ۲۶۴.

۳۰. نهج البلاغه , نامه .۴۵.

۳۱. صحیفه سجادیه , دعاى مكارم الاخلاق .

۳۲. سوره بقره , آیه ۲۶۴.

۳۳. سوره فرقان , آیه ۶۷.

۳۴. سوره اسراء, آیه ۲۹.

۳۵. نهج البلاغه , نامه ۵۳, ترجمه دكتر شهیدى .

۳۶. همان مدرك , نامه ۵.

۳۷. همان مدرك نامه ۵۳.

۳۸. تحف العقول , .۳۳۷.

۳۹. نهج البلاغه , نامه ۵۳.

۴۰. ,۴۱,۴۲ همان مدرك .

۴۳. اصول كافى , ج ۱.۳۴.

۴۴. همان مدرك ,.۳۷.

۴۵. بحارالانوار, ج ۷۱.۲۱۶.

۴۶. صحیفه نور.

---------------------------------------

به همت وب سایت امام جواد (علیه السلام)




طبقه بندی: سبك زندگی جهادی، 
برچسب ها: جهاد در سیره ائمه، سبك زندگی جهادی، گروه جهادی عمّار، بسیج سازندگی، عمّار،
ارسال توسط مهدی جنیدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
با توجه به آغاز فعالیت ما و ضعف گروه های جهادی در فضای سایبری،فعالیت ما در كدام زمینه مفید تر است؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

ابزار وبمستر

خرید شارژ

دانلود

قالب وبلاگ